X
تبلیغات
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
ش- عباسی اردکلو

ش- عباسی اردکلو

دبیر ادبیات

نمونه سوالات ضمن خدمت سازمان يادگيرنده شماره های مهر وآبان 91 کددوره :91400483

1-يادگيري به چه معناست ؟كسب اطلاعات باشنيدن سخنراني ياخواندن متني منتخب

2-معناي لغوي آموزش : هدايت كردن چيزي است

بقيه درادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 9:17  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

سئوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان - دوره آموزش و توسعه اصول اعتقاد

1 -      صفات عالم بودن، زنده بودن و قادر بودن جزء کدام صفت خداست؟ (امتیاز : 1)

            صفت فعلی

            صفت ذاتی

            صفت سلبیه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 9:48  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

نمونه سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان ( افکار و اندیشه های شهید مطهری ، از کتاب نهضت های صد ساله اخی

1- واژه اصلاح به معنی سامان بخشیدن ، نقطه مقابل افساد است

2- هر امر به معروف و نهی ازمنکری اصلاح اجتمایی نیست ، ولی هر اصلاح اجتمایی مصداق امربه معروف و نهی از منکر است

بقيه درادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 9:42  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

نمونه سوالات ضمن خدمت رشد آموزش ابتدایی شماره های مهروآبان وآذر ودی ماه 91 کددوره : 91400513 -

عنوان مجلات ضمن خدمت فرهنگیان91

عنوان مجله

عنوان دوره

کددوره

ساعت

تعدادصفحه

شماره مجله

مخاطبان

رشدآموزش ابتدایی

اختلالات یادگیری

91400513

16

24

1تا4

معلمان ابتدایی وراهنمایی

رشد معلم

شناسایی وهدایت استعدادها

91401018

16

24

اتا2

مدیران-معاونین ومعلمان کلیه  مقاطع

رشد آموزش راهنمایی

سازمان یادگیرنده

91400483

16

32

1تا4

مدیران ومعاونین مدارس

رشد مدیریت مدرسه

مدیریت مدرسه محور

91401517

16

24

1تا4

مدیران ومعاونین مدارس

نمونه سوالات  ضمن خدمت رشد آموزش ابتدایی شماره  های   مهروآبان 91  کددوره : 91400513  -   16ساعت  -طراح سوال  : قدرت اله محمودلو از مرند دراستان آذربایجان شرقی

1-اختلالات یادگیری ازچه تاریخی وارد حوزه علوم تربیتی ایران شد؟ از اواخر دهه 1360 واوایل 1960میلادی

2- اختلالات یادگیری ازچه تاریخی وارد آموزش وپرورش  ایران شد؟ از دهه 70

3-کتاب ناتوانی های یادگیری اثرکیست؟اکبر فریار وفریدون رخشان

4- اختلال یادگیری چیست ؟ مشکل کودکی که از نظر هوش درحد عادی بوده اما دریک یا چند عملکرد تحصیلی دچار اختلال باشد

5-دانش آموز دارای اختلال یادگیری با چه ویزگی شناخته می شوند؟ پیشرفت پایین تر از حد متوسط وعملکرد ش درخواندن ویا نوشتن پایین تر از حد انتظار

6-چند مقایسه دردانش آموز دارای اختلال قابل شهود است ؟ مقایسه میان فردی مقایسه درون فردی

7-رشته ی اختلالات یادگیری از چه عواملی  به وجود آمده اند از فرضیه های پزشکی وبالینی  -عوامل ارثی-محیطی آموزشی اجتماعی فرهنگی

8-آیا اختلالات یادگیری بیماری است ؟نه یک نوع مشکل است

9-کدام مورد صحیح می باشد ؟ جواب  : اختلالات یادگیری ربطی به عقب ماندگی ذهنی نداردو با آموزش های موثر می توان در پیشگیری  اختلالات یادگیری نقش به سزایی داشت

10- اختلالات یادگیری درچند گروه جای می گیرند؟ اختلالات زبان گفتاری- خواندن- زبان نوشتاری ریاضیات

11- کدام مورد صحیح می باشد ؟ جواب : افراد دارای اختلالات یادگیری شبیه هم نیستندودر تمام عمر هم وجود دارد

12-کدام افراد می توانند درحل مشکلات اختلالات یادگیری به دانش آموزان کمک کنند؟ روان پزشکان وروان شناسان ومشاوره ها ومتخصص اختلالات یادگیری

13-نام چنددانشمند و فیزیک دان ونقاش بزرگ وافراد مشهوری که خودشان دچار اختلالات یادگیری بودند؟ انیشتن- ادیسون-گلدبر-گاسکواب- لئونار-داوینچی-بتهوون

14- واژه ی اختلالات یادگیری ازچه تاریخی به کار برده شد؟ از اواخر دهه 1950 واوایل 1960میلادی

15-چه کسی برای اولین بار اصطلاح اختلالات یادگیری درسال 1963 به کار برد؟ سامو ئل کرک متخصص بهداشت وروان

16-مغز انسان ازچند نیمکره تشکیل شده است ؟ دونیمکره راست وچپ

17-این دونیمکره به وسیله ی چه چیز به هم وصل شده است ؟ جسم پنبه ای

18-کدام دانشمند معتعقدبود که یک طرف ازمغز باید برطرف دیگر غلبه کند؟ اورتون

19- چه کسانی معتعقدبود ندکه رشدکلامی بعدازرشد غیرکلامی بوجود می آید یعنی رشد غیرکلمی زیربنای رشد کلامی است ؟ ونر-پیاژه- برونر

20- کدام دانشمند معتعقداست که یک نقص ذهنی وجوددارد که بیشترکودکان ناتوان دریادگیری باآن مواجه اند ؟ راس

21-نظریه کریشلی درخصوص کودکان ناتوان یادگیری : این کودکان ازنظرکیفیت یادگیری بادیگر کودکان تفاوتی ندارند اماازنظرکمیت متفاوت اند یعنی درفراگیری مطالب کندتر از کودکان به هنجار عمل می کنند

22-کودکان باناتوانی یادگیری درمقایسه باکودکان به هنجار دارای نشانه های بیشتری از آسیب های عصبی هستند نظز کیست ؟ نظریه ضایعات خفیف مغز از برت نر

23-نظریه چندعاملی از کیست ؟ هاستراک

24-افرادصاحب نظر درناتوانی یادگیری : ویلیام کروکشاتک-ساموئل اورتون- کاترینا دی هرش- ساموئل کرک باربارابیتمن

25-اولین تعریف ناتوانی یادگیری از : ساموئل کرک 1962

26- کودکان بامشکلات ویژه یادگیری LDبه چه کودکانی اطلاق می شود؟به کودکانی که از هوش متوسط یابالاتر برخوردار باشد به دلیل آسیب شدید مغزی ومشکلات عاطفی اجتماعی قادر به بهره گیری کامل ازامکانات آموزشی نباشد ودریک یاچند ماده درسی ضعیف باشد

26-کدامیک صحیح نمی باشد . دانش آموزان مرزی (دیرآموز) همان دانش آموزان گروه LD هستند

 27- علائم مشخصه دانش آموزان LD:   11مورد مندرج درمجله آبان 91 صفحه 44

28-اختلالات یادگیری تقریبا چنددرصد از دانش آموزان ابتدایی راشامل می شود؟10الی15درصد

29-نظر هامیل وبارتل1381: هر3کودک مبتلا حدود 2نفربه آموزش های جبرانی درریاضیات نیاز دارند

30-علائم مشکل یادگیری ویژه چیست ؟ تاخیر درسخن گفتن- نارسایی دربیان خواسته ها- ناشیگری سازمان دهی ضعیف- تمرکز ضعیف- فقدان خویشتن داری- سوع تغذیه

31-از عوامل شخصیتی کدام عامل بیشتر در بروز اختلالات یادگیری موثر است ؟ خجالتی بودن- پایین بودن عزت نفس

32-چه عوامل جسمی خطر ابتلا به مشکلات یادگیری رابالامی برد؟ وزن بسیار پایین به هنگام تولد-نارسی شدید کودکان

33- نظز کالوگروکالسون : 85تا90درصد اختلالات یادگیری به اختلالات خواندن مربوط است

34-ویژگیهای عمومی کودکان اختلال یادگیری :   24بند مندرج درمجله آبان صفحه 47

سوالات رشد آموزش ابتدایی آذرماه 91

35-هیپرلکسی  چیست ؟ برخی از کودکان هستند که می توانند واژه هارابخوانند اما مفهوم آنهارانمی فهمند

36-پیش نیازهای خواندن رانام ببرید:گوش دادن وادراک شنیداری وحافظه شنیداری- خوب دیدن وادراک بینایی وحافظه بینایی- ترکیب ادراک بینایی وشنیداری  هماهنگی حرکات چشم -کلمات وجملات

37-منظوراز ادراک شنیداری چیست ؟ درک ومعنی بخشیدن به اطلاعات شنیده شده

38- منظوراز حافظه  شنیداری چیست؟ به ذهن سپردن موارد شنیده شده

39 منظوراز ادراک بینایی چیست؟درک ومعنی بخشیدن به اطلاعات دیده شده

40- منظوراز حافظه بینایی چیست؟به ذهن سپردن موارد وموضوعات دیده شده

41- منظورازترکیب  ادراک بینایی و شنیداری چیست؟ تطبیق علائم نوشتاری باواژه های زبان

42- فرآیند تدریس خواندن به چند بخش تقسیم می شود؟ 1-تشخیص کلمه2-درک مطلب

43- سطح پایین ترخواندن یعنی چه ؟ عدم مهارت درتشخیص کلمات

44- صداها باحروف یاباترکیب حروف نوشتاری انطباق داده می شود مربوط به کدام واژه می باشد؟ آواشناسی

45- راهبردهای تشخیص واژه هارانام ببرید: آواشناسی-واژه های دیداری- نشانه های متنی-تحلیل ساختاری

46-درک مطلب چیست ؟ توانایی دریافت معنی از متن چاپی است

47-راه بردهای بهبود درک مطلب رانام ببرید : استفاده از مجموعه کتابهای پایه-فعال کردن دانش پیشین-معنی دادن به واژه هاومفاهیم –کسترش گنجینه واژه گانی

48-از طریق روش.....شکل های گوناگون یادگیری به یکدیگر پیوند داده می شود-روش تجربه زبان

49-هرچه واژه ها......باشد درک مفاهیم نیز دشوارتر می شود- انتزاعی تر

50-راهبردی است که به کمک آن می توان فهم ویادگیری واژه ها واطلاعات راآسانتر کرد- شبکه ی واژه ای

51-کدام شیوه برای ایجاد درک ومهارتهای زبانیبسیار مفید است ؟ شیوه ی بسته

52- ایده ی بسته ی گشتالت: یعنی تمایل به کامل کردن وبه صورت کل درآوردن ساختاری نیمه تمام ازطریق پرکردن جای خالی

53- درمتنی که برای پرکردن جای خالی به دانش آموز میدهید باید چندکلمه نوشته ویک کلمه حذف شود؟ 7تا10کلمه

54- کدام عوامل دربروز اختلالت یادگیری موثر است ؟ 1- عوامل ژنتیکی 2- آسیب های مغزی3-عوامل محیطی وآموزشی

55- وجود اختلالات یادگیری دردوقلوهای هم سان نسبت به دوقلوهای ناهمسان ..... است – بیشتر

56-نقش عوامل ارثی درکدام اختلالات یادگیری بیشتراست – اختلال خواندن

57- ناتوانی درخواندن مربوط ژن های کروموزوم شماره .......و..... است – 6و15

58-آسیب های مغزی دراثر چه عواملی به وجود می آید ؟ضربه- تصادف- سقوط-تب شدید باتشنج-آسیب های حین تولد( نرسیدن اکسیژن-نارسی نوزاد-وزن کم –زایمان سخت وطولانی-ابتلای مادر به سرخجه- عامل RH )

59- کدام عوامل محیطی وآموزشی بر اختلالات یادگیری تاثیر بیشتری دارند؟ شرایط اقتصادی-اجتماعی- -ضعف-سو تغذیه-عدم رعایت بهداشتی –مصرف موادمخدر والدین-بی سوادی والدین و...

60- اصطلاح ADHD همان .......است اختلال بیش فعالی

61-کودکان ......دراکثر زمینه های تحصیلی ضعف عمومی دارند وبادریافت آموزش های ویژه ضعف آنها برطرف نمی شود. دیرآموز یامرزی

62- کودکان دارای اختلال .....هیچ رغبتی به امورتحصیلی و استفاده از آموزش ندارند وبی انگیزه اند – هیجانی ورفتاری

63-ناتوانی یادگیری به چند گروه طبقه بندی می شود؟1-ناتوانی یادگیری تحولی2- ناتوانی یادگیری تحصیلی

64- ناتوانی یادگیری تحولی همان مهارتهای ..... است- پیش نیاز مانند حافظه وادراک  کودک

65- ناتوانی یادگیری تحصیلی مشکلاتی که کودکان درسن دبستان آنهارا تجربه می کند مانند.... ناتوانی( خواندن- ریاضی – محاسبه کردن – وناتوانی غیرکلامی)

66- مهارتهای نوشتاری  رانام ببرید:1-انشا یاتوانایی خلق عقاید وبیان آنها درساختاردستوری-2-هجی کردن یا توانایی استفاده از حروف 3- دست خط

67- هدف اکثردرمانهای نوشتاری چیست ؟ اصلاح کاستی های مورد مشاهده درکلمه بندی نوشتاری

68- طرحی گسترده ازفعالیتهای آموزشی که به منظور رفع ضعف های موجود درزمینه های خاص تحصیلی طراحی می شود

...... نام دارد – طرح آموزش انفرادی IEP

69-IEPبه صورت برنامه .....ساله ویا برای ....ترم خاص طرح می شود. یک –یک

70- برای درمان نارسانویسی ووارونه نویسی وقرینه نویسی ارجاع به کدام کتاب مفید است؟ کتاب درمان اختلالات دیکته نویسی از دکترمصطفی تبریزی

71- غلط های زیر درمتن املا دانش آموزی پیداشد  مربوط به کدام نوع اختلال  حافظه می باشد؟

الف- هیله به جای حیله(  حافظه ی دیداری    )  ب-  صب به جای صبح ( حساسیت شنیداری) ج- اصحابه به جای اصحاب ( آموزشی) د- کردش به جای گردش ( دقت) و-جانه به جای خانه ( تمیز دیداری- دقت) جواب ها درداخل پرانتز نوشته شده اند

72- دیس کاکولیا  چیست ؟ ناتوانی یادگیری درحیطه ی فهم حساب واختلال  درمفهوم ویادگیری کمی

73- طبقdsn-iv تخریب در چندگروه از مهارتهای ریاضی صورت می گیرد  4گروه: مهارتهای زبانی- ادراکی-ریاضی-ومهارتهای مربوط به توجه

74- شمارش اشیاء ونام بردن مفاهیم ریاضی وکپی کردن درست ارقام به ترتیب مربوط به کدام مهارتهای ریاضی می باشد  ریاضی-زبانی-توجه

75- اختلال درریاضیات درچند درصد دانش آموزان دبستانی که عقب مانده ی ذهنی نیستند وجوددارد ؟ 6درصد

76- اختلال درریاضیات ممکن است در...... بیشتر از .......باشد . دخترها- پسرها

77- درصورتی که کودک بهره  هوش بالاتری داشته باشد ممکن است اختلال ریاضی تا کلاسهای .... مشخص نشود . سوم وچهارم

78-عوامل علی اختلال درمهارتهای ریاضی رانام ببرید: 1-فقدان آمادگی یادگیری2—آموزش ضعیف3-پافشاری نابجا4-علاقه وانگیزش5-حافظه

79- بسیاری ازمهارتهای مهم حساب از اختلال ...... تاثیر می پذیرد. حافظه

80-یادگیری ریاضیات فرآیندی است که کودکان باید قبل از رفتن به مرحله بعد مهارتهای مربوط به مرحله پایین تررایاد بگیرند نظر کیست  پیاژه

81- پیش نیازهای یادگیری اولیه ی ریاضیات شامل ....و...و...و... می باشد. فهم تناظریک به یک –طبقه بندی –ردیف کردن –نگه داری ذهنی

82- یادگیری کودکان خردسال عموما از چه طریقی است ؟ بازی با اشیامانند ظروف وجعبه ها

83-بازی های خردسالان بیشتر به رشد...و...و... کمک می کند.حس فضا-توالی – ترتیب

84- .....مهارتی است که ازنظرتحول عصبی –حرکتی وادراکی بیش از اشاره کردن وشمارش  اشیا صورت می گیرد  .لمس فیزیکی اشیا

85- اضطراب ریاضی واکنشی هیجانی نسبت به ریاضیات است که باعث می شود افراد درمواجه با مسایل ریاضی مات بماند وخشک شان بزند نظر ..... می باشد.اسلاوین-1991

86- اضطراب درریاضی ممکن است ریشه در...و...داشته باشد . ترساز ناکامی – ازدست دادن اعتماد به نفس

87- میانگین ضریب اجتماعی یک دسته کودکان دیسکالکولیا پایین تر ازمیانگین ضریب هوش کلامی آنهاست نظریه کیست  جانسون ومیکلباست 1967

88- نظریه ی چلفانت وشفه لین : بررسی حیطه های زیریندرتعیین وارزیابی هم بستگی های بین قوای روانی وعصبی وناتوانی های یادگیری درتفکر کمی مفید است

89- فری داس به اهمیت ........کودک درگذشته تاکید می کند.  وارسی دقیق پیش آموخته های کمی

90- فری داس توجه به کدام مراحل رادرتشخیص رشد مفاهیم کمی کودک توصیه می کند؟1- چیدن ومرتب کردن2-تناسب ومفاهیم نسبت3-سنجیده وجفت کردن4-شمارش5-توجه به امتیاز کمی6-عملیات7-سیستم ده دهی و..

91-اولین ابزار ارتباطی چیست ؟ واژه

92-پیشرفته ترین وپیچیده ترین دستاوردنظام زبان چیست ؟ نوشتن

93- درسلسله مراتب مهارتهای زبانی ....درآخرین مرحله قرار دارد. نوشتن

94- سلسله مراتب مهارتهای زبانی رانام ببرید : 1- گوش دادن( دریافت زبان شفاهی)2- سخن گفتن( بیان زبان شفاهی) 3-خواندن ( دریافت زبان نوشتاری)نوشتن ( بیان زبان نوشتاری)

95- کدامیک صحیح می باشد جواب مهارتهای دریافتی مقدم برمهارتهای بیانی است وگوش دادن مقدمه سخن گفتن  وخواندن مقدمه ی نوشتن است

96- تبحر درزبان نوشتاری مستلزم داشتن چیست . مهارتهای پایه ای کافی درزبان شفاهی

97-مشکلات عمده درزمینه ی نوشتن به چنددسته تقسیم می گردد؟ 3دسته 1- نارسانویسی بادست خط بد2-اختلال دراملا نویسی3- اختلال در انشا نویسی

98- ملموس ترین صورت مهارت های ارتباطی چیست ؟دست نوشته یاخط

99- عمل نوشتن مستلزم ....و..... است . مهارتهای  دیداری- حرکتی

100- اشکال دردرست نویسی به چه صورتی بروز می کند ؟ نارسا نویسی

101-از متخصصانی که برای نوشتن نقش اساسی قائلند . نراقی ونادری

102- چه عواملی موجب نارسا نویسی می شوند؟ 1-نداشتن انگیزه2-عدم هماهنگی چشم وصورت3-عدم استفاده صحیح از میز وصندلی4- به دست گرفتن نامناسب مداد5-عدم ترسیم حروف وکلمات 6-بی قراری وپرتحرکی 7- تاخیردرتکلم8-فقرآموزش و..

                                       پایان

ادامه سوالات سایر مجلات  متعاقبا به آدرس   WWW.ghodratallah.blogfa.com ویا www.mahmoudlou.mihanblog.com       طراح سوال  :  قدرت اله محمودلو    معاون پرورششی  مدارس منطقه مرند  - مدرسه شیخ الاسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 15:22  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

نمونه سوالات رشد معلم مهر و آبان ماه 91 کددوره : 91401018 - 16ساعت

نمونه سوالات رشد معلم شماره   مهروآبان  ماه 91  کددوره : 91401018  -   16ساعت  -تهیه : عباسی

1-      مشخصات وصفات  افراد غیر موفق ازنظر ترمن واودن  رانام ببرید. 1-نداشتن اعتماد به نفس2-ناتوانی درادامه انجام کاربه طورمنظم یانداشتن پشتکار3-بی علقگی به هدف ها4-احساس حقارت

2-     معیارشناخت کودکان باهوش کدامها هستند؟ قدرت خلاقانه-استعدادرهبری وکارهای فیزیکی یامکانیکی-قدرت نویسندگی استعدادهنری واموختن زبان خارجی وعلوم وریاضیات

3-   خصوصیات کودکان باهوش ازنظر لویس ترمن:1-وضع جسمانی کودکان باهوش بهتر ازکودکان عادی است2-توانایی کودکان باهوش درتست های مربوط به قرائت وتکلم وحساب وعلوم وادبیات وهنر به کودکان متوسط بارزاست 3-توجه کودکان تیز هوش چند جانبه است درخواندن کتابها وجمع آوری مجموعه های مختلف وعلاقه به انواع سرگرمی ها وبازی ها ونمایش ها موفقیت بیشتری دارند4-درباره دانش ]ود کمترلاف می زنندرفتار اجتماعی سالم تری دارند

4-    اثرکدامیک ازاعضای خانواده درپیشرفت کودکان تیزهوش نقش به سزایی دارند   - پدر

5-    علت اینکه کودکان تیزهوش ازتحصیل عقب می مانند چیست ؟ بی توجهی وبی مهری پدر-ناراحتی های داخل خانواده

6-    تسریع  تحصیل کودکان تیزهوش درچه سالهایی مطلوب وعملی است؟ درمراحل آموزش ابتدایی ومتوسطه وپیش دانشگاهی که از3یا4سال تجاوز نکند(جهش)

7-   تسریع چیست؟ سرعت درطی مراحل آموزشی درمدتی کمتر ازدوره رسمی آموزش وپرورش

8-   متداول ترین تسریع درآموزش وپرورش رانام ببرید:1-جهش2-پیشرفت سریع3-پذیرفتن دانش آموز قبل ازرسیدن به سن دبستان

9-     جهش چیست ؟ گذشتن ازکلاسی به کلاس بالاتر بدون صرف یکسال تحصیلی

10-   نظرات مخالف درمورد تسریع دانش آموزان:1-تسریع موجب ژیدایش عدم تجانس سنی درگروه می شود وسبب منطبق نشدن کودک بامحیط می شود2-تسریع سبب می شودکودکان بعضی مهارت هارا کسب نکنند

11-   گزارش کونانت درسال 1959درخصوص برنامه دبیرستان های کودکان تیزهوش :   1-اختصاص فعالیت های فوق برنامه2-برنامه درسی فشرده وبه صورت واحددرسی 3-گذاشتن دروس انتخابی واجباری  4-علوم اجتماعی به همه یکسان تعلیم داده شود5-به دانش آموزان تیز هوش دروس مقدماتی دانشگاهی تعلیم داده شود6-مستعد بودن دانش اموز درکارنامه وی منعکس شود7- به ازای هر250تا300دانش آموز یک مشاور آشنا باتست های معلوماتی وجود داشته باشد

12-  در پرونده دانش آموز کدام اطلاعات نگهداری می شود-اطلاعات خانوادگی تحصیلی-بهداشتی

13- پرونده محرمانه دانش آموز فقط درنزد چه کسی نگه داری می شود؟ مشاور یا روان شناس

14-  روش های سنجش وارزشیابی را نام ببرید:تشکیل پرونده-تهیه پرسش نامه-مشاهده- نمونه برداری از رفتار- مصاحبه-کاربرد آزمونهای روانی

15- کدام روش ارزشیابی در امر تعلیم وتربیت بسیار کارآیی دارد؟ مشاهده

16-  درکدام روش ارزشیابی غالبا رفتار معلمان ودانش آموزان وتعامل بین آنها مورد مشاهده قرار می گیرد روش مشاهده

17- مشاهده برچند نوع می باشد؟ توصیفی استنباطی

18- درکدام نوع ازمشاهده از هرگونه ارزشیابی واظهارنظر درمورد کیفیت خوداری می شود؟ مشاهده توصیفی

19-  در این مشاهده رفتار فرد مورد نظر یادداشت ودرمورد چگونگی آن اظهار ونظر می شود مشاهده استنباطی

20-   کدام افراد برای شخصیت مشاهده کننده مناسب نیست ؟افرادمتعصب وآنهایی که ثبات عاطفی ندارند-افراد پیش داوروبی صبر وحوصله

21-    خطای هاله وناجوری شناختی چیست؟یعنی ایده قبلی مشاهده کننده درمورد افرادمورد مشاهده مانع ضبط وارزشیابی دقیق مشاهده شود

22- بهترین روش ارزشیابی که می توان بادانش آموزان ارتباط برقرار کرد چیست / مصاحبه

23-            درمدرسه ومراکز پزشکی وقضایی وروان درمانی بهترین روش موثرارزشیابی چیست/ روش مصاحبه

24- روشهای مصاحبه رانام ببرید؟ فردی گروهی

25-درروش مصاحبه گروهی مصاحبه کنندگان نباید از ...نفر تجاوز کند- 5یا6 نفر

26- مزایای مصاحبه گروهی چیست صرفه جویی دروقت

27-            درکدام نوع از مصاحبه ارتباط کاملا عمیق می باشد؟ مصاحبه فردی

28-            مصاحبه به چند طرح انجام می پذیرد؟ 3طرح استاندارد شده نیمه استانداردشده- استاندارد نشده

29- درکدام نوع از مصاحبه سوالات کاملا مشخص وجواب آنها بلی یانه اکتفا می شود وکسب اطلاعات سطحی می باشد؟ استاندارد شده

30-درکدام نوع از مصاحبه سوالات کاملا مشخص وجواب آنها بلی یانه اکتفا می شود به عمق مطالب توجه میشود؟ نیمه استانداردشده

31- کدام نوع از طرق مصاحبه برای آموزشگاه مناسب است ؟ نیمه استانداردشده

32-            کدام نوع از مصاحبه ها بیشتر مناسب جلسات روان درمانی ومشاوره مراجع مرکزی  می باشد؟ استاندارد نشده

33-          مصاحبه به چند طریق ضبط می شود؟یادداشت برداشتن-ضبط گفتار باضبط صوت-بدون ضبط بعداز مصاحبه مصاحبه شونده مطالب ذهنی خودرایادداشت بکند

34-           شرایط مصاحبه کننده 11مورد مندرج درمجله

35-           اولین آزمون روانی بصورت عملی راچه کسی ورچه سالی انجام داد؟ آلفرد دبینه وسیمون1905برای سنجش افراد غیرطبیعی

36-آزمونهای روانی به چند طبقه طبقه بندی می شود7طبقه  هوش-شخصیت-استعداد-علاقه وگرایش-معلومات-اجتماعی-عاطفی-ادراکی وحرکتی

37-           لزوم آزمونهای روانی ازچه زمانی احساس شد؟در جنگ جهانی دوم ×

38-           انسان آمیزه ای است از.......و........  (غریزه وخرد)

39-درسازگاری انسان بامحیط کدام عوامل بصورت یک ترکیب عمل می کنند- آمیزه وخرد یا طبیعت وتعقل

40-   هرفرد درزندگی ناپایان عمر به چند چیز نیاز دارد/ 2چیز کار- بازی

41-  سببهای عقب ماندگی کودک دردرس ریاضیات چیست؟1- خوب یادنگرفتن مفاهیم مقدماتی2-اختلالات عاطفی 3-نداشتن استعدادبرای درک مفاهیم ریاضی

42- تقریباچنددرصد ازکودکان یک مدرسه بامشکل خواندن مواجه هستند ؟ 3تا30درصد کل دانش آموزان

43-           کودکان در7یا8سالگی باید ازبه کاربردن اشیاء ومحسوسات برای درک مفاهیم ریاضی فارغ شده باشند. نظر پیاِژه

44-برای منظم نوشتن مفاهیم ریاضی توسط  بعضی ازدانش آموزان  نامرتب استفاده از کاغذشطرنجی پیشنهاد می شود

45- علما از نظر فرانسیس بیکن برچند دسته اند؟ سه دسته 1-مانند مورچه دانه ها( اطلاعات آموخته شده)را آورده وانبار می کنند .2-مانندکرم ابریشم ازلعاب شان تنیده ودرمی آورند این عالم واقعی نیست3-مثل زنبورعسل گلهاراازخارج آورده وعسل درست می کنند ( عالم واقعی است)

46- کدامیک درست است؟ جواب .علم مسموع اگربه مطبوع ضمیمه نشود کافی نیست

47-            کدام استعدادمخصوص انسان دردرجه اول اهمیت دارد؟ استعدادعقلانی

48-            پیروان وروحانیون ادیان دین راچگونه معرفی می کنند؟ حقیقتی بر ضد عقل و نقطة مقابل عقل و عقل را یک وجود مزاحم و مانع دین معرفی کرد ه اند،

49- سماع یعنی چه؟ شنیدنولو انسان نمیخواهد بشنود

50-  استماع یعنی چه؟ گوش فرادادن است مثل اینکه شما اینجا نشسته اید و خود را آماده کرد ه اید برای شنیدن

51-  سماع واستماع موسیقی چه حکمی دارد؟ اولی حرام نیست دومی حرام است

52- الذین یستمعُونَ القَولَ: آنان که سخن را استماع می کنند.

53-            الباب به چه معناست ؟صاحبان عقل  جمع لب

54- لب یعنی چه ؟مغزنه به معنی مخ، بلکه به معنی اعمّ

55- سنی ها ابتدابه چنددسته تقسیم شده اند ؟معتزله اشاعره

56- معتزله بیشترطرفدار  ....واشاعره طرفدار......جواب-عقل-تعبد.

57-            وجه مشترک شیعه بامعتزله درچه بود؟برای عقل واستدلال ارزش و احترام قائلبودند

58-            اول کتاب کافی وبحار دررابطه باچیست؟ العقل- الجهل

59- اول کتابی که افتتاح می شود چیست - العقل- الجهل

60-   خداچندحجت دارد؟ دوحجت ظاهری وباطنی-حجت ظاهری (انبیا)وحجت باطنی(عقل)

61-   عقل درروایات اسلامی چیست؟ نیرو و قوة تجزیه و تحلیل

62-   عاقل کسی است که از خودش فهم و قدرت تجزیه و تحلیل دارد

63-اَلْحِکْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِن: حکمت گمشده مومن است

64-حکمت چیست ؟ علمی که محتوی حقیقت باشد علمی که استجکام وپایه داشته باشدوخیال نباشد

65-            خاصیت عقل ومعنای واقعی آن  :1-فراگرفتن علم وآموختن 2- تجزيه و تحليل، و غَثّ و سمين كردن، تشخيص خوب از بد، و ريز و درشت كردن،

66-این سخن ازکیست /هرکس که عادت کرده حرف را بدون دليل قبول كند، او از لباس آدمي بيرون رفته. يعنيآدم حرف رابدون دلیل نمی پذیرد.از بوعلی سینا درکتاب اشارات

67-           ......عقل راتربیت می کند علم

68-           عقل رابایدبا.....توام کرد علم

69-  به علم گفته اند عقل مسموع و به عقل گفته اند علم مطبوع. يعني به عقل، علم اطلاق شده وبه علم  عقل

70- مطبوع یعنی فطری ومسموع یعنی اکتسابی

 پایان -ادامه سوالات سایر مجلات  متعاقبا به آدرس   WWW.ghodratallah.blogfa.com ویا www.mahmoudlou.mihanblog.com      منطقه مرند  

71-  

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 20:4  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

آزمون املا سوم راهنمایی مدارس مرند درسال تحصیلی 90

آزمون املا سوم

 

1- واژه­ ی «ثواب» به معنی ........و واژه­ ی صواب به معنی....... است


2- شکل صحیح کلمات را در جای خالی بنویسید.
الف) در زمین نگاه کن که چگونه .......... تو ساخته است.(بسات- بساط)
ب) او از ..................  علم خود بهره­ مند شده است. (سمر – ثمر) 


 3- عبارت را کامل   کنید.
الف) اگر ­کلمه­ ای به واژه ی  «عیسی» اضافه (مضاف­الیه) شود،املای آن را ....... می ­نویسند. 
ب) در نوشتن املا به صدا و حروف پایانی کلمات به ویژه .....دقّت شود.


4- حروف« ذ – ض – ظ » در کدام عبارت، درست به کار رفته است؟
الف) حافظه ی قوی      ب) مبذول داشتن       ج) نظم و انظباط        د) زهن آشفته 


5- در کدام یک از گزینه ها، غلظ املایی وجود دارد؟
الف) التفات - طعمه  ب) صیّاد - عقده ج) نفع و عاید- وجه معاش د) صبو و کوزه – اعزاز

6- برای هر کدام از کلمات زیر، یک هم خانواده بنویسید.
ظاهر: ..................        نصرت...................


7- بر روی حروف مناسب علامت تشدید(ـّ ) بگذارید.


الف) متحیر                      ب) خصوصیت               ج) اهمیت                 د) معظم
8- باحروف«و،ق، ه، ر، م»واژه ­ای بنویسید که به معنی شکست ­خورده و مغلوب باشد.


9- در جای خالی، یکی از حروف« ث – س – ص» را قرار دهید.
الف) ...........ریر و تخت          ب) مـ...........ر و پافشاری کننده  
 ج) منحـ...........ر و محدود             د) .........بات و پایداری


10- دو واژه بنویسید که با حرف«ص» پایان یابد.

 11- صدای« ز» چند شکل آوایی دارد؟ برای هر کدام، کلمه ای بنویسید.

12- ترکیبات نادرست املایی را تصحیح کنید.
الف) رخستِ رویش                           ب) پیغامبرِ اعظم
ج) تراوتِ باران                               د) سیمای ظاهر

13-  در متن زیر چهار غلط املایی وجود دارد. شکل صحیح آن­ها را بنویسید.
رودخانه­ ی خرّمشهر آن روزها هم بی ­وغفه گذشته است؛امروز نیز از گذشتن باز نایستاده است . 
یک روز ناگهان از آسمان آتش بارید و حیاط مأمول شهر، متوقّف شد.
شهر خالی شد امّا رودخانه ماند و نضاره کرد.... .

14- گروه واژگانی در کدام یک از گزینه ­ها از نظر املایی درست است؟ شکل درست هر غلط را مقابل آن بنویسید. 

الف) مدح و سنا – ذخایر غنی

ب) خواب­گذار – طریق مبطلان

ب) بادهای توفنده - سیمای متعادل

ج) مهارت و تخصص- مَثَل مؤمنان

د) قهر و غلبه – حیات مأمول

15-  در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد؟

الف) اشغالِ متجاوزان      ب) تدایی صحنه ­ها  

ج) ویرانی معارج            د) خلعت گران­مایه

16-  برای هر یک از واژه ­های زیر دو خانواده­ بنویسید. 

فکرت  مسخّر    تقدیر   توقّف ضمان

17- غلط ­های املایی متن زیر را استخراج کرده و شکل درست واژه ­ها را بازنویسی کنید.

در ابتدای جوانی که به تعلم اشتقال می ­ورزیدم، در بصره بودم و به غایت دست ­تنگ. ... چون در من نگریست و آن هیأت ژولیده و حالت پریشان من ملاحضه کرد، آن­گونه که آجر از خانه بر می­آوردم و وجه مآش می­ ساختم و با این همه از طلب علم فروگزار نبودم.

به هر جانب برای احتیات چشم می ­انداخت. راسویی در جهت او کمین کرده بود، سوی درخت التفاط نمود، بومی قصد او داشت. با خود گفت: درِ بلاها و انواع آفت­ها باز است و مغرون به ابواب بلا هستم. وقت آن است که باقی زمان خود را به عدا برسانم. اکنون مرا ایمن گردان تا بندهای تو همه ببرم و فرج یابی. این ملاتفط بپذیر که عاقل در مهمّات توقف جائز نشمرد.

بدان که هرچه در وجود است، همه سنعِ خدای تعالی­است. آن ­چه میان آسمان و زمین است، چون میغ و باران و برف و تگرگ و رعد و برق و غوسِ غُزح و الاماتی که در هوا پدید ­آید. مثلِ تو چون مورچه­ای است که در قصر ملکی سوراخی دارد و از جمالِ صورتِ قصر و بسیاری غلامان و سریرِ مُلک وی، هیچ خبر ندارد...

18- کلمه ­های غلط را در متن زیر یافته و اصلاح کنید.

یک روز ناگهان از آسمان آتش بارید وحیاط مأمول شهر متوقّف شد.کشتی ها به گل نشستند،اتومبیل­ ها گریختند، رودخانه ماند ونضاره کرد که چگونه حیات حقیقی مردان خدا،ققنوس وار از میان خاکستر نخل های نیم سوخته،خانه­ های ویران، اتومبیل های آتش گرفته و کشتی های به گل نشسته سربرآورد.

19- شکل درست املای واژه را با توجّه به جمله برای جای خالی انتخاب کنید.

- طریق .......برنوشتند و.......حق بگستردند. ( مبتلان – بساط) (مبطلان- بساط)

- ....... دلنشین کلام آن،فراتراز جغرافیای بشری است.(طنین- تنین)

- المرء ُعلی دین خلیله و ............( غرینه – قرینه )

20- کدام یک ازکلمات زیر ازنظراملایی غلط است؟

مراعات نضیر              تأثیرگذار        حقّه ی یاقوت انار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 21:24  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

سوالات نگارش سوم راهنمایی نوبت دوم خرداد91 - 130 سوال


مجموعه سؤالات انشا-   نگارش  پایه ی سوم  راهنمایی

 الف)  درستی یا نادرستی عبارات زیر را مشخص کنید .

1)     مواعظ واندرزها در شعر گاه به شیوه ی مستقیم در قالب داستان و حکایت بیان شده اند .   

  2)    در نقد ادبی باید فقط  به عیب ها و کاستی ها ی یک اثر ادبی توجّه کرد .           

3)  هدف از شعر تعلیمی رسیدن به سعادت و زندگی بهتر است .    4) فابل داستانی است که حیوانات رفتار، گفتار و شخصیّت انسانی ندارند .                      

 5) یکی از خصوصیّات متن جذّاب آغاز نیکوی آن است  .     6) رعایت فاصله ( حاشیه گذاری ) در دو طرف انشا به زیبایی متن کمک می کند .           

7) در نگارش انشا انتخاب نام و عنوان زیبا و کوتاه و متناسب باید مورد توجّه باشد .   

  8)  در نقد ادبی بایدفقط  به عیب ها و کاستی ها ی یک اثر ادبی توجّه کرد .           

9) در داستان كوتاه فضا و مكان و زمان محدود است .        10)  ادبيّات پايداري بخشي از ادبيّات حماسي به شمار مي آيد  .                      

11) بهره گيري از تضمين متناسب با موضوع و محتواي نوشته بر تأثير و ارزش آن مي افزايد . 

 12) متن انشا نمي تواند گزارشي از شنيده ها و ديده ها  باشد.        13) انشاي خوب آن است كه گويا، رَسا و زيبا باشد.                                                

 14) متن انشا نمي تواند نقد رفتار ، گفتار ، نوشتار و آثار خود و ديگران باشد.         

15 ) در نگارش انشا انتخاب نام و عنوان زیبا و کوتاه و متناسب باید مورد توجّه باشد .   

ب) گزینه درست را انتخاب نمایید .

   در عبارات وابیات داده شده کدام آرایه ادبی به کار رفته است ؟

16- هرچه در دل فرود آید ،  در دیده نکو نماید      الف )  کنایه            ب)  سجع                ج)  تشخیص       د)   تشبیه 

17- در عبارات وابیات داده شده کدام آرایه ادبی به کار رفته است ؟

   به کتاب هایی که درآن ها زندگی ، آثار و احوال و سخنان بزرگان در آن مطرح می شود، می گویند .

      الف)   اتوبیوگرافی   ب)  بیوگرافی           ج)  تذکره          د)  تاریخ نگاری

18-  هرگاه شاعر و نویسنده به نام شاعر یا نویسنده ای که از او مصراع یا بیت یا سخنی آورده اشاره کند به آن آرایه ..... می گویند.    

   الف)  تضمین پنهان       ب)  تضمین آشکار     ج)  تلمیح          د) ترکیب

    19-  کدام گزینه از ویژگی های رمان نیست ؟

  الف)  شرح مفصّل حوادث   ب) فضا ومکان و زمان محدود   ج)   طولانی بودن داستان    د)  فراوانی شخصیّت  

20-  کدام گزینه به شکل مونولوگ نوشته نمی شود     الف)  مناجات   ب)  نیایش         ج)   نمایش نامه    د)  مرثیه 

21- كدام گزينه بخشي از ادبيات حماسي به شمار مي آيد

 ؟الف) ادبيّات پايدا        ب) ادبيّات نمايشي     پ) ادبيّات عرفان      ت)ادبيّات تعليمي

22- كدام گزينه معمولاً به شكل مونولوگ نوشته نمي شود ؟   الف) مرثيه           ب ) نمايش نامه          پ) نيايش         ت )مناجات

23- كدام جمله براي غني تر شدن انشا مناسب نيست ؟        الف) به كار بردن حكايت هاي كوتاه اخلاقي          

  ب) استفاده از نكته هاي حكمت آميز        پ)  استفاده از اشعار مناسب              ت) شرح و تفضيل متن انشا

24- در بيت «چشمه ساردشت بامن آشناست/ كوه ودشت وگلّه بامن هم صداست» كدام آرايه ادبي وجودندارد؟

الف) مراعات نظير و تشخیص        ب) تشبیه         پ)  تشخیص        ت)مراعات نظیر

25 -درترجمه تحت اللفظي ،مترجم...  ؟       الف) كلمات را به صورت جداگانه معني مي نمايد وبه همان صورت مي نويسد.

ب) نويسنده اغلب به فكرمرتب كردن جمله از نظر دستوري است.

  پ) مترجم ترجمه جمله را مطابق با زباني كه به آن ترجمه مي شود مي آورد.

ت) ترجمه تحت اللفظي مختص به زبان عربي است.

26- كدام يك ازجمله هاي زير نسبت به ساير جمله ها از زيبايي ادبي كمتري برخوردار است؟

الف) كودكان مي انگارند كه فرصتي پايان ناپذير براي زيستن دارند                . ب)رودخانه ماند و نظاره كرد.

پ)خرّمشهر شقايقي خون رنگ است كه داغ جنگ بر سينه دارد.                         ت)يك روز ناگهان از آسمان آتش باريد.

27- آرايه ي به كار رفته در كدام گزينه غلط است؟

الف)آفريدي رايگان، بيامرز رايگان، كه تو خدايي نه بازرگان . ( واج آرايي)            ب)شطّ خرمشهر كف مي زد.  (ايهام)

پ )تكه يخ ها به گريه افتادند. (تشخيص)                                   ت)سَرو چمان من چرا ميل چمن نمي كند.(جناس)

28-  كدام يك از زيبايي هاي ادبي ديده مي شود؟ «  برکمانش تیر آرش را نمی دیدند »

   الف) تلمیح        ب )تضاد        پ) تکرار         ت)تشخیص

29- كدام گزينه در مورد انشا نويسي غلط است؟الف) بهره گيري از شبكه معنايي بر زيبايي متن مي افزايد.          

  ب) تكرار كلمه يا عبارت هميشه به زيبايي انشا مي افزايد

.پ) انشا را مي توان به شيوه داستان نوشت     ت) انشاي زيبا آغاز و پاياني دارد.

30- مطالعه آثار ادبي بزرگان ايران و جهان…   بسيار ضروري است.

 الف) تقويت نويسندگي   ب) تقويت خواندن  پ)تقويت ديدن  ت) تقويت گوش سپردن

31- در بيت« تا لحظه هاي پيش دلم گور سرد بود // اينك به يمن ياد شما جان گرفته است»  آرايه ...... ديده مي شود؟

الف) تشبیه       ب) تضمین       پ) جناس        ت) تلمیح

32- انشاي زيبا آن است كه آغاز و پاياني دارد و ميان بخش هاي آن  ...... ديده مي شود

.الف) هماهنگي   ب ) پيراستگي    پ) همانندي  ت)گُسَستگي

33- نحوه ي بيان ، توصيف حالات و رنگ، ويژگي هاي دقيق را ......... مي نامند.

الف) انسجام متن    ب) بازسازي رويدادها      پ) فضا سازي      ت)تشبیه

34- اگر يك اثر ادبي را بررسي، نقد و تحليل كنيم به اين عمل .........  مي گويند

.الف)  انسجام متن       ب)  تناسب        پ) نقد ادبی    ت) تضمین

35- در بيت كدام آرايه ادبي ديده مي شود.     « عقل حيران شود از خوشه ي زرين عِنَب // فهم عاجز شود از حُقّه ي ياقوت انار »

   الف)  تضاد      ب) تضمین          پ) تشبیه            ت) تلمیح

36- کدام گزینه به صورت مونولوگ نوشته نمی شود ؟     

   الف ) مناجات          ب) نیایش              ج) نمایش نامه           د) مرثیه

37- کدام جمله برای غنی تر شدن انشا مناسب نیست؟            الف )  استفاده از نکته های حکمت آمیز           

   ب)    به کاربردن حکایت های کوتاه      ج)   شرح وتفصیل متن انشا         د)    استفاده از اشعار مناسب   

38- کدام گزینه بخشی از ادبیّات حماسی به شمار می آید ؟

الف)   ادبیّات تعلیمی  ب)   ادبیّات عرفانی        ج)   ادبیّات نمایشی  د)  ادبیّات پایداری             

39- درکدام گزینه شبکه معنایی دیده می شود ؟                    الف)  فداکاری ، شجاعت ، جانبازی ، شیراز ، شعر     

   ب)   زمستان  ، آدم برفی ،  بخاری ،  سرما        ج)  مدرسه ، علم ، ورزش ، دنیا  ، آب

       د)  پرنده ،  بلبل ، پرواز ، آفتاب ، پرچم   

40- در كدام گزينه كمتر از زبان ادبي استفاده شده است.؟   الف) متاع جواني به بازار نيست   

       ب)  جواني گه كار و شايستگي است      پ)چو در هست حاجت به ديوار نيست

         ت) كوچه هاي خراسان تو را مي شناسند.

41- كدام گزينه از ويژگي هاي داستان كوتاه نمي باشد؟           الف ) تنوّع و فراواني شخصيّت ها                 

   ب)  شخصيّت هاي داستان اندك است                 پ ) داستان كوتاه است              ت)  فضا و مكان و زمان محدود است

ج) جاهای خالی را باکلمات مناسب پر کنید .

42-کلمات « گویا ، حماسی ، نتیجه گیری ، داستانک ، رمان » را در  جای مناسب خود قرار دهید . توجه کنید یک کلمه اضافه است .

 الف)    در داستان های گذشته رسم بر آن بوده که شاعر یا نویسنده به  ...... می پرداخته است  .

   ب)  انشای خوب آن است که  ....... ،  رسا و زیبا باشد          ج)  شخصیت ها در  ........ دارای تنوع و فراوانی می باشند  .

   د)   به گونه ای از سروده ها که دارای آهنگ شکوهمند و استوار با صلابت هستند ؛  شعر  ........  می گویند .

     43- درجا های خالی کلمات مناسب بنویسید .               الف)  به پیوستگی و یک پارچگی در متن  .........  می گویند .

    ب) در روزگار ما بیش تر داستان ها به ........ است .

   44-مفهوم بیت « دل شود گر به علم بیننده // راه جوید به آفریننده » را به نثر ساده و روان امروزی برگردانید.

45-در جاي خالي كلمات مناسب بنويسيد.     الف) شبكه معنايي گسترده تراز   .........  است.

  ب) انشا را مي توان به شيوه ي  ........  نوشت .  

   پ) قالبي از داستان نويسي كه حيوانات شخصيت هاي اصلي آن هستند  .........   مي گويند.

  ت) ارزش انشا به تفصيل و بلندي آن نيست ، انشاي خوب آن است كه  ...........  و جذاب باشد .

46-جاهاي خالي را با كلمات مناسب پر كنيد    .

الف)  متن انشا مي تواند نقد رفتار گفتار ......... و آثار خود يا ديگران باشد. 

    ب)  گفت و گوي نويسنده با ديگران را ....... مي گويند.

47- جاي خالي را كلمه مناسب بنويسيد.       1-    به داستان هاي حيوانات ...........  مي گويند.

   2 -  به كتاب هايي كه شرح حال بزرگان علم و ادب در آن آمده باشد ...........  مي گويند.

48- جاهای خالی را باکلمات مناسب پر کنید .                 الف)   شبکه معنایی گسترده تر از ........ است .

 ب)  به  قالبی از داستان نویسی که حیوانات شخصیّت اصلی آن هستند ....... می گویند .               

  ج)  به لطیفه ها وحکایت های بسیار کوتاه که گاه درچند سطر خلاصه می شوند ...... می گویند .

  د)  هر گاه بخواهیم منظور خود را زیباتر و دلنشین تر بیان کنیم از  ......... بهره می گیریم .

49- ین کلمات را در جای مناسب  قرار دهید.  ( یک کلمه اضافه است )( ديالوگ ، فضا سازي ، زنجيره معنايي ، مونولوگ ، نويسندگي)

 1 - هرگاه بخواهيم منظور خود را زيباتر و دلنشين تر، بيان كنيم از  ........... بهره مي گيريم.

  2 - گفتگوي نويسنده با ديگران را   ......... مي گويند.

3 -  مطالعه ي آثار ادبي ايران و جهان، براي تقويت  ............  بسيار ضروري است.

  4 - به هم نشيني و ارتباط واژه ها و مجموعه ها با هم ديگر كه چندين حلقه را هم پيوند مي دهند ......................  مي گويند.

50- تعاريف نوشته شده با كدام گزينه های داخل کمانک مطابقت دارد      . (  ادبیّات پایداری ، ادبیّات تعلیمی  ، تذکره )

  1 - نوشتن شرح حال بزرگان علم و ادب  ................ 2 - توصيف مقاومت، دلاوري و شجاعت مردم در مقابل هجوم بيگانگان  ......

51-  واژه های «  شبكه معنايي، تفصيل و بلندي ، نمايش نامه ، اصلاح متن ، هماهنگي و انسجام» در جای خالی قراردهید .

   الف)يكي از راه هاي معرّفي شخصيّت ها و نوشتن درباره آن ها استفاده از قالب .........  و داستان است .

   ب) ارزش يك انشا به ....... آن نيست.            

 پ) انشاي زيبا ، آغاز و پاياني دارد و ميان بخش هاي .......... ديده مي شود.

   ت)بهره گيري از .......... متناسب با موضوع انشا ، بر زيبايي متن مي افزايد.

 52- بیت :  « میان گریه می خندم که چون شمع اندراین مجلس //  زبان آتشینم هست ، لیکن درنمی گیرد »را بازنویسی کنید .

53- کدام واژه ها را در کنار هم قراردهید  یک شبکه معنایی تشکیل می دهد .    (

  سوختن  ، ایستگاه ،  شمع  ، ستاره  ، خاکستر ،  کاوش ،  آتش   ، سفر )

54-از نظر شما ویژگی  مشترک دوست و آیینه چیست ؟ در یک بند ( چهار جمله مرتبط به هم ) بنویسید .

55-دو ویژگی مهم نثر کهن فارسی را بنویسید .

56- جمله ی :  « من از شوق دیدن مادرم گریستم » را به گونه ای  فضا سازی نمایید که صحنه ای جدید خلق و باز آفرینی شود .

( حداقل در چهار جمله )     

57- در بیت «  خون میان سنگر آزادگان جوشید / مثل یک موج خروشان شد » چهار رکن تشبیه را مشخص نمایید .

58- متن زیر را خوانده و نشانه ها ی (  «  »   ،   .    .....   -   ؟   !   :   )  در جای مناسب خود قرار دهید .

  باغبان پیر و پاک دل گفت  دیگران نشاندند ما خوردیم  اکنون ما بنشانیم تا دیگران خورند

59 - فضا سازی چه تأثیری بر نوشته می گذارد؟

60- برای واژه « نماز» یک شبکه معنایی نوشته و آن ها را در یک عبارت سه جمله ایی به کارببرید .

61- در شش جمله مرتبط به هم یک طنز بنویسید که قهرمان آن یک حیوان باشد .   

62-با واژه هاي زير جمله بسازيد .  الف)  آبشخور ( جمله ی پرسشی )               ب) اقتدار ( جمله ی طنز آمیز)

63- آرايه هاي ادبي جمله هاي زير را مشخص كنيد .

الف) جواني ات را پيش از فرا رسيدن پيري و تندرستي ات را پيش از بيماري غنيمت شمار .

  ب) پيام پيامبر (ص) گنجينه اي است كه انسان بدان نياز مند است.

64- از زبان بلبل كه بر شاخسار با خداي خود راز و نياز مي كند چهار جمله مرتبط به هم بنويسيد.

65- واژه ي  « سر آمد » را در دو جمله به گونه اي به كار ببريد كه در هر جمله معنا و مفهومي متفاوت داشته باشد.

الف)  سر آمد : به پايان رسيد                     ب)  سر آمد : بر گزيده

66- يك نمونه  گفت و گوي دروني  بنويسيد و اين واژه ها را در آن به كار ببريد .            زنگ ادبيّات ، معلّم ، دفتر انشا

67- باتوجّه به ابيات زيرکه از سعدي می باشد،   به پرسش ها پاسخ دهيد .

مرا خود نباشد زبان آوري  /  چنين گفت در مدح شَه  عنصري     « چو از راستي بگذري خم بُوَد  /   چه مردي بُوَد كز زني كم بُوُد»

الف)  نوع تضمين را مشخص كنيد.    .......             ب) دو واژه ي متضاد را بنويسيد . .............

68- جملات زير را به فارسي امروزي بيان كنيد .

الف)  عمر در پرستش خداي تعالي خرج كن .           ب) تمام زيركي را عاقبت شناسي نام نِه .

69- مهم ترین اهداف نقد را بنویسید .

70- در بيت نوشته شده كدام آرايه ادبي ديده مي شود؟

در سينه ام دوباره غمي جان گرفته است / امشب دلم به ياد شهيدان گرفته است   (   ........  )

71- مفهوم بيت « كم گوي و به جز مصلحت خويش مگوي // چيزي كه نپرسند تو از پيش مگوي»  را در سه جمله مرتبط به هم بنویسید .

72- عبارت نا تمام را كامل كرده و سپس تا سه جمله مرتبط به هم كامل كنيد؟        با آغاز تعطيلات تابستاني ................

 73- معادل واژه هايي را كه زير آن خط كشيده شده ، بنويسيد.

پيام پيامبر (ص)گنجينه و آبشخوري است كه انسانيّت ، همواره براي تازگي و شكوفايي و شكوهمندي خود ، بدان نيازمند است.

74- ويژگي يك انشاي خوب كدام است؟ ( سه مورد)

75- درکتاب هایی که به « تذکره » معروفند کدام مطالبی مطرح می شود ؟

76- نقد ادبی چیست ؟

77- با هريك از تركيب هاي زير بك جمله ي زيباي ادبي بنويسيد.               الف) پاكي روح           ب)هم نشين نيك 

78- تشبيهي بنويسيد كه يك طرف آن «سنگ» باشد و اركان آن را مشخص كنيد.

79- عبارت ناتمام داده شده را تا سه جمله مرتبط به هم كامل كنيد.               بهترين آرزويم اين است كه ...

80- در بيت « سعديا راست روان گوي سعادت بردند»  يك تخلّص و يك تشبيه بيابيد و بنويسيد.

81- عبارت ناتمام را تا چهار جمله مرتبط به هم ادامه دهيد.              براي بالندگي و رشد كشور بايد ...

88- نوع جمله هاي زير را از لحاظ ادبي و زباني بودن مشخص نماييد.

 1 - من شب ها ؛ به آسمان و ستارگان نقره فام و ماه سيمگون را كه درخششي خيره كننده دارند؛ مي نگرم.

  2 - دانشمند بسيار مي خواند و مشتاقانه مي پرسد.

82- معادل فارسي واژه هاي داده شده را بنويسيد.    1-  طرّار  ...            2-  علی الصّباح .....

83- دو ويژگي رمان يا داستان هاي بلند را نام ببريد .

84- چهار جمله به شيوه ي پرورش متن درباره خليج فارس بنويسيد.

85- شبكه معنايي بيت « ابرو باد و مَه و خورشيد و فلك در كارند // تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري» را  مشخّص كنيد .

86- با استفاده از آرايه تشخيص گفتگويي خيالي بين باران و زمين بنويسيد.  ( شش جمله )

 87- یک بند طنز آمیز بنویسید که قهرمان آن حیوانات باشد .

88- متن«  باران رحمت بي حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده»  را به نثر ساده و روان امروزي متن برگردانيد.

 89- برای واژه ی « زمین » يك شبكه معنايي بنويسيد و بعد آن ها را در چهار جمله مرتبط به هم به کار ببرید ( دریک بند )

90- يك مونولوگ در حدّ چهار جمله مرتبط به هم با موضوع « شركت در يك مسابقه » بنويسيد.

91- با واژه ی « پوزخند » یک جمله ی طنز آمیز بنویسید .

92- مترادف واژه و عباراتي را كه زير آن خط كشيده شده ، بنويسيد.

الف)  هركه بر معصيت مُصِر بود از خداي نترسد.         ب) در مُحاوره اي كه به حضور او ميان دو كس رود خوض ننمايد.

93- دو ويژگي از ويژگي هاي شعر حماسي چيست؟

94- به گفتگوی درونی نویسنده باخویش ..  می گویند .      مونولوگ 

   102- گفتار یک نفره ای که می تواند مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد .  = مونولوگ

95- اکثر نیایش ها و مناجات و مرثیه ها  از این نوع هستند . = مونولوگ

96- گفتگوی بین افراد و با دیگران را .......................... می گویند.  = دیالوگ

97- از مونولوگ و دیالوگ در ........... ،  .......... و ........... بسیار استفاده می کنند . =  داستان ها - نمایش نامه ها-  فیلم نامه ها

98- کلمات زیر را بااستفاده از صفت های مناسب گسترش دهید .

 فصل  = پربرکت - سرسبز **  میلاد = خوش یمن- نورانی   **  پرسش = سخت – آسان  **  رویش = سبز – امید بخش – شادی آور                

 کوچه = تنگ ، تاریک  **  خراسان   = بزرگ ،  صفا بخش   **    بیابان =  خشک – بی آب وعلف     گلزار= زیبا – روح بخش

 99- شکل دوم کلمات زیر را بنویسید وبا هریک از آن ها جمله ای بسازید.   آشیانه =  آشیان – خانواده آشیان مهر ومحبّت است .

میهمان= مهمان – پارسال یک هفته  در مشهد مقدّس مهمان آقا امام رضا (ع) بودیم.

100- فابل چیست ؟ با توجه به کتاب

101- از مشهورترین فابل های ادبیّات فارسی سه نمونه نام ببرید. کلیله و دمنه – مرزبان نامه- منطق الطیر

 102- مواعظ یا شعرهای حکمی چیست ؟

103- هدف از ،................   رسیدن به سعادت و زندگی بهتر است = شعر تعلیمی

104- مواعظ و اندرز ها گاه به شیوه ی غیر مستقیم درقالب داستان ها و حکایت ها به خصوص در مثنوی ها و گاه به صورت مستقیم در قطعه ، قصیده و غزل بیان شده اند .

 105- متن انشا می تواند گزارشی از ......... ،......، ...........  مطالعات یا حاصل گردش علمی ودقّت در طبیعت باشد . ( شنیده ها – دیده ها )

106- ................بررسی میزان درستی یا نادرستی چیزی است .  = نقد

107- یک متن جذّاب  باید دارای سه ویژگی باشد.             1- آغاز نیکو       2-  پیوستگی و انسجام محتوا       3- پایان بندی مناسب

108- بیت زیر را با رعایت انسجام در یک بند توصیف کنید . 

  « دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟                   ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

109- انشای زیبا ............ و........... دارد و میان بخش های آن هماهنگی ..... دیده می شود .  آغاز  -  پایانی – انسجام

110- در روزگار ما بیش تر داستان ها  به ........ است .        نثر

 111- ادبیّات پایداری بخشی از ادبیّات حماسی به شمار می آید.  

112- انواع نثر را نام ببرید.روزنامه ای – داستانی – نمایشنامه و فیلم نامه – سفرنامه – خاطره – گزارش

113- پیام بیت زیر را در یک بند توصیف کنید .« به اندازه ی بود باید نمود / خجالت نبرد آن که ننمود وبود»

114- ارزش یک انشا به تفصیل وبلندی آن نیست ،

 انشای خوب آن است که ........... و.......... و ......... باشد . گویا – رسا – زیبا

115-  در فیلم ها ......... و......... و...... به فضا سازی والقای بهتر صحنه ها و مفاهیم کمک می کند . رنگ – نور  موسیقی 

116- در تعزیه ، لباس اشقیا ............... و رنگ لباس اولیا .................  است .  سرخ  - سبز

117- موضوع تذکره اولیا چیست ؟  شرح احوال وگفتار تعدادی ازعارفان و پارسایان

118- یکی از راه های معرفی شخصیّت ها و نوشتن درباره ی آن ها ، استفاده از قالب ............. و .......... است .  نمایش نامه و داستان

119- معادل کلمه های زیر را بنویسید . اِلّا  =  جز        طرّار  = دزد          علی الصّباح = بامدادان

120 - هرگاه در انشا ، از زبان شخصیّت ها سخن می گوییم لازم است به موقعیّت  ........... ،........... ،  ............ ،  و نوع واژه ها توجّه کنیم .

121- پرورش وآفرینش زیبایی در متن از چه راه هایی امکان پذیراست .؟1- استفاده از توصیف – تخیّل – فضا سازی

  2-بهره گیری از عناصرادبی – مانند : تشبیه – تشخیص- شبکه معنایی 3- ارتباط و انسجام متن

  4-بهره گیری از آیات – روایات-  سخنان زیبا –  اشعار و امثال و حکم 

122- ویژگی داستان بلند ( رمان ) را نام ببرید . 1- شرح مفصّل حوادث زندگی شخصیّت ها  

       2- تنوّع فراوانی شخصیّت ها در داستا

3- طولانی بودن داستان         4-  تنوع فضا ، مکان و زمان

123- ویژگی های داستان کوتاه را بنویسید . 1- برش یا بخشی از زندگی و حوادث رابیان می کند. 

     2- شخصیّت ها ی داستان اندک هستند.

3-داستان کوتاه است.          4- فضا و مکان وزمان محدود است .

124- داستانک ها  شبیه حکایت ها و لطیفه ها بسیار کوتاه هستند .    الف- درست   ب- نادست

125- عبارت های زیر را به نثر روان برگردانید.

مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور = مادر حسنک زنی بسیار شجاع بود.

ابلیس زهره ندارد گرد او گردد . شیطان جرئت ندارد اطراف و دور بَر او ( رابعه ) بیاید .

در بصره قحطی عظیمی پیدا شد وخواهران متفرق شدند .= در بصیره نایابی بزرگی به وجود آمد و خواهران از همدیگر جدا شدند.

بر وجهی که بر متقدّم طعن نکند.= به گونه ای که بر نفر قبلی که سخن  را آغاز کرده است بی احترامی نشود .

ازجای تهمت زده پرهیز کن .= از حضور در جایی که ممکن است به کسی تهمت بزنند  دوری کن .

مگر نیّت بدل کردی = مگرقصد خود را عوض کرده ای

راسو در من آویزد = راسو با من  درگیر شود/

مقرون به ابواب بلا و مشقت= نزدیک به انواع بلا و سختی ها

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده وخوان نعمت بی دریغش همه جا کشید ه=

  رحمت و بخشش خداوند مانند بارانی بر همه جا پخش شده و سفره نعمت های او در سراسر دنیا  گسترده شده است . 

داعیه ای در باطن من پدیدآمد .= اراده وانگیزه ای در درون من به وجود آمد .

126- منظور از جمله ی « شهر در پناه شهدا است » یعنی چه؟

=  شهر را شهدا حفظ کرده اند و شهر بهخاطر وجود شهدا در امنیّت است .

127- یکی از راه های معرفی شخصیت ها و نوشتن درباره ی آن ها استفاده از قالب«  نمایش نامه»   و « داستان»  است .

128- منابع اطلاعاتی برای پژوهش به چند دسته تقسیم می شوند ؟

 1- منابع مکتوب 2- منابع غیرکتابخانه ای (  شنیداری – دیداری – رایانه ای )

129- فیش یا برگه چیست ؟

130- متن انشا می تواند گزارشی از شنیده ها ، دیده ها ، مطالعات یا حاصل گردش علمی ودقت در طبیعت باشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 9:0  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

عرفان و تصوّف


بنام خدا                         عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري                                             مقدمه يکي از مهمترين علل برداشتهاي متفاوت از دين و آموزه‏هاي ديني، تفاوت غير قابل انکار در سطح درک افراد و تفاوت در نوع نگرش آنها نسبت به معارف و مفاهيم دين مبين اسلام بوده است؛ بطوري که در حديثي از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام مروي است که آن حضرت در خصوص تفاوت سطح ادراک جناب ابوذر غفاري و جناب سلمان فارسي که هر دو از برجستگان صحابهٔ حضرت ختمي مرتبت صلّي الله عليه و آله بوده‏اند، فرمود: «وَ اللهِ لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخي رَسُولُ الله صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَيْنَهُمَا؛ فَمَا ظَنُّكُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ؟»[1] يعني «به خدا قسم اگر ابوذر مي‏دانست که در قلب سلمان [از معارف و اعتقادات] چه هست، هرآينه او را به قتل مي‏رساند، در حالي‏که رسول الله صلي الله عليه وآله  بين آنها پيمان برادري برقرار کرده بود؛ پس در مورد ساير خلق چه مي‏انديشيد؟».  با يک نظر کلي به موضوع ، مي‏توان اختلاف ميان مسلمانان را که باعث تفرّقات و تفرّعات مختلفي شده است، يا ناشي از سطوح درک و ايماني آنها در موضوعي مشترک که هر دو طرف نسبت به کليات آن با يکديگر متّفق هستند، دانست، و يا ناشي از عدم اتّفاق نظر کلّي در مفاهيم کلّي و زيربناهايي اعتقادي فرض کرد. تاريخ نشان مي‏دهد در زمان حيات پيامبر گرامي اسلام اختلافاتي در فهم پاره‏اي مسائل ميان مسلمانان رخ مي‏داد، ولي وجود رسول خدا صلي الله عليه و آله مانع از تفرّق مسلمانان مي‏شد ولي پس از رحلت آن حضرت، بزرگترين اختلاف ميان امّت دربارهٔ مسألهٔ امامت و جانشيني حضرت پديد آمد، اختلافي که درباره هيچ قاعده و اصل ديني، همانند آن واقع نشده است که البته منشأ آن، نه اختلاف در سطح درک افراد، بلکه ناديده گرفتن مغرضانهٔ کلام رسول خدا و آيات قرآن و سفارش اکيد آن حضرت درباره امامت و وصايت حضرت امير مؤمنان علي و اولاد معصومين آن حضرت عليهم السلام و به طمع رسيدن به امارت و کسب قدرت و سلطه بوده است. علل پيدايش تفرّقات و تفرّعات در اسلام بطور کلي مي‏توان عوامل پيدايش فرقه‏ها و مکاتب و جريانات فکري را در دو گروه کلّي «برون ديني» و «درون ديني» تقسيم کرد، مقصود از عوامل برون ديني، مسائلي است که مستقيماً به اصل دين باز نگشته و مربوط به تأثيراتي است که سرچشمهٔ آنها خارج از منابع اصلي اسلام، يعني قرآن و عترت، مي‏باشد که از آن جمله مي‏توانيم به عواملي مانند: شرايط اجتماعي، اهداف سياسي، شرايط اقتصادي، پيوند با ديگر ملتها و تأثير انديشه‏هاي غير اسلامي، تعصّبهاي کور قبيله‏اي و گرايش‏هاي حزبي، منع از تدوين حديث پيامبر صلي الله عليه و آله و نشر آن، آزادي احبار و رهبان در نشر اساطير عهدين، برخورد مسلمانان با ملتهاي متمدن که براي خود کلام مستقل و عقائد ديگري داشتند و تفاوت در سرشت انسانها، انگيزه‏ها، اهداف، تمايلات و بطور کلي تفاوت در عوامل انساني اشاره کنيم که عامل آخر يعني تفاوت در سرشت انسانها، همانگونه که در ابتداي بحث اشاره شد، از جمله مهمترين علل برداشتهاي متفاوت از دين مي‏باشد. و اما مقصود از عوامل درون ديني، که بخش عمده اختلاف بين مذاهب و فرقه‏ها ناشي از آن بوده است، چيزي نيست به جز اختلاف آراء در تفسير مفاهيم و متون ديني و چگونگي تفسير آن، بدفهمي و کج‏انديشي در تفسير حقايق ديني، اجتهاد در برابر نص، که در طول زمان و به تدريج با طرح پرسشهايي درباره چگونگي و چرايي آنچه در متون ديني آمده است، و به حسب اختلاف در سطح درک مسلمانان، پيدا شد و برخي تلاشهايي که براي سازگاري آموزه‏هاي ديني با دستاوردهاي خرد بشري انجام شد، موجب رشد آن گرديد. علاوه بر موارد مذکور، وجود «محکمات و متشابهات»[2]، «ناسخ و منسوخ»[3]، «عامّ و خاصّ» و در آيات قرآن و احاديث، بعنوان درونمايه‏هاي اصلي تفکّرات و جهانبيني فِرَق مختلف اسلامي، و نحوه برخورد با اين منابع توسط افراد مختلف با نگرشهاي متفاوت، باعث ايجاد فرقه‏ها و مکاتب مختلف فقهي و کلامي و فلسفي و ... شده است.[4] بزرگترين تفرق در اسلام پس از رحلت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله  رخ داد که امّت اسلامي به دو دسته تقسيم شد، يک دسته با استناد به آيات قرآن و احاديث پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم معتقد بودند که خليفه پيامبر و امام مسلمين از جانب خداوند تعيين شده و او امير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه‏السلام است. و آنها را به نام «شيعه» مي‏شناسيم و و دسته دوم، به دلايلي که قبلاً ذکر شد، آيات و احاديث مربوط به امامت را ناديده گرفته، راه تعيين خليفه پيامبر و امام مسلمين را انتخاب و بيعت مردم دانستند! و آنها را به نام «سنّي» يا «فرقه عامّه» مي‏شناسيم. فرقه ناجيه پس از ذکر اين مقدمه کوتاه و اينکه دانستيم به علل مختلف فرقه‏هاي مختلف در طول زمان در اسلام بوجود آمده است، با ذکر حديث معروف به «هفتاد و سه ملّت»، به بيان مختصر اعتقاد شيعه در خصوص فرقهٔ ناجيه مي‏پردازيم: در کتاب خصال شيخ صدوق، پس از ذکر سلسلهٔ روات حديث از قول حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله آمده است: «إِنَّ أُمَّةَ مُوسَي ع افْتَرَقَتْ بَعْدَهُ عَلَي إِحْدَي وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ افْتَرَقَتْ أُمَّةُ عِيسَي ع بَعْدَهُ عَلَي اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ إِحْدَي وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ إِنَّ أُمَّتِي سَتَفَرَّقُ بَعْدِي عَلَي ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّار»[5] يعني حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله  فرمود: «امّت موسي عليه السلام بعد از او، هفتاد و يک فرقه شدند که يک فرقه از آنها نجات يافته و هفتاد فرقه دوزخي هستند، و امّت عيسي عليه السلام بعد از او، هفتاد و دو فرقه شدند که يک فرقه نجات يافته و هفتاد و يک فرقه دوزخي هستند و همانا امت من بعد از من به هفتاد و سه فرقه تبديل خواهد شد که يک فرقه از آن اهل نجات و هفتاد و دو فرقه ديگر دوزخي‏اند.» و اما اعتقاد شيعيان در خصوص فرقهٔ ناجيه، به قرائن قطعيّه نصّ آيات قرآن نظير «آيهٔ اکمال دين»[6]، «آيه تطهير»[7]، «آيه مودّت»[8]، «آيه انما وليکم الله»[9] و... و همچنين احاديث و رواياتي مانند «حديث ثقلين»[10]، «حديث سفينه»[11]، «حديث غدير»[12] و ... و نيز شواهد قطعي تاريخ اسلام، اينست که : فرقه ناجيه نيستند به جز پيروان و شيعيان و متمسّکين و معتقدين به ولايت حضرت امير مؤمنان علي عليه السلام و اولاد معصومين آن حضرت عليهم السلام، که سعادت دنيا و عقبيٰ، در سايهٔ فقط و فقط در سايهٔ پيروي از آن حضرات محقّق مي‏گردد.[13] که البته اعتقاد لماي شيعه بر اين است که فرقهٔ ناجيه، طيف وسيعي از مؤمنين را در سطوح مختلف ايماني در برمي‏گيرد، و هر کس بنا به ظرفيت و استعدادي که خدا در وجودش به وديعه گذاشته است، به تکاليفي که بر او واجب است، عمل نمايد، صرفنظر از اينکه در چه شغلي يا چه سِنّي يا چه کِسوت و مقامي باشد، در زمرهٔ فرقهٔ ناجيه خواهد بود؛ و طبعاً از يک فرد عامي نمي‏توان انتظار داشت که اعتقاد و عملش در مسائل ديني، مانند يک طلبهٔ علوم ديني باشد، و از يک طلبهٔ در ابتداي راه، نمي‏توان انتظار داشت که همانند يک عالم ربّاني که سالها به تهذيب و تزکيه نفس پرداخته است، بينديشد؛ بنابراين فرقه ناجيه ممکن است در هر طبقه‏اي از افراد و با هر سطح آگاهي و نگرشهاي مختلف و متفاوت به مباحث و اعتقادات ديني وجود داشته باشد؛ پس عوام مردم، فقها، فلاسفه، متکلّمين،حُکما و عُرفا و متصوّفهٔ معتقد و ملتزم به شيعهٔ اثني عشري با تعاريف و تفاصيلي که در کتب بزرگان از متقدمين و متأخرين همچون شيخ طوسي،[14] شيخ مفيد،[15] و شيخ صدوق[16] و علامهٔ حلّي[17] مذکور است، با وجود اختلاف در سطوح ايماني و درک از مفاهيم ديني و تفاوت در نوع و زاويه نگرش به مسائل ديني، در طيف فرقهٔ ناجيه قرار مي‏گيرند. پيدايش شاخه‏هاي علوم اسلامي در خصوص ظهور مکاتب و تفرّعات مختلف فکري شيعيان بايد دانست که شکل‏گيري و ظهور جريانات فکري مانند: جريان فکري اخباري‏گري در ميان فقهاي حوزهٔ شيعي قم بعنوان بزرگترين و مهمترين مجمع مذهبي شيعه، در اوايل قرن چهارم[18]، و افول اين تفکّر با پيدايش مکتب کلامي اماميّه و عقلگرايي ديني و در حوزه بغداد در همان عصر، و پيدايش جريان فکري اصولي، جريان فلسفي و جريان تصوّف و عرفان، و گاهي اثرات متقابل اين جريانات بر يکديگر، مانند ميختگي علم کلام شيعي با فلسفه ابن سينا، اشراق سهروردي و اثرات متقابل جريان فلسفي_کلامي با عرفان و تصوّف، از همان قرون اوليّه پس از ظهور اسلام به وجود آمده و در طول زمان دستخوش تغييرات و تطورات زيادي گشته است، ولي آنچه مسلّم است، اين است که منابع اصلي و اوّلي استدلالي تمامي اين مکاتب و گروه‏ها، و مايه‏هاي اصلي و منشأ آن قرآن و حديث بوده است، هرچند همانطور که ذکر شد، نمي‏توان تأثيرگذاري ساير موارد برون ديني را منتفي دانست؛ ولي مي‏توان مدّعي بود که علّت اصلي پيدايش اين تفرّعات و علوم مختلف اسلامي، نوع نگرش و عمق متفاوت درک پيروان آنها از مسائل و نوع و زاويه نگرش آنها به جنبه‏هاي مختلف کلام الله مجيد و احاديث مأثور از حضرت ختمي مرتبت و حضرات ائمّهٔ معصومين در وهلهٔ اوّل و توجه به ساير منابع پس از آن بوده است؛ و امّا مخالفت و تعارضات پيروان و طرفداران اين جريانهاي فکري با يکديگر و بحثها و بررسيها و نقدها، همواره و در طول تاريخ اسلام وجود داشته و مسألهٔ جديدي نيست. انديشمندان و متخصصان در علوم مختلف اسلامي مانند فقه، اصول، فلسفه اسلامي، کلام، عرفان و تصوّف، اخلاق و ... همواره بحثها و نقدهايي را از ديدگاه‏هاي خود در موارد مشترک اعتقادي نسبت به ديگر مکاتب و جريانات فکري داشته و دارند. در عصر حاضر و پس از اتمام دوران ننگ آميز دين ستيزي پهلوي اوّل و دوّم، و با پيروزي انقلاب شکوه‏مند اسلامي و فراهم آمدن بستر مناسب براي انديشمندان اسلامي در علوم مختلف اسلامي، بحث و بررسي در حوزه‏هاي مختلف تفکر و انديشهٔ ديني در عرصهٔ حوزه‏هاي علميّه و دانشگاه‏ها و به جهت بررسي جوانب مختلف و تعارضات موجود بين پيروان و طرفداران مکاتب مختلف فکري و عمدتاً در فضايي علمي و به دور از تعصّبات، وجود داشته است؛ و متخصصين و صاحبنظران هر گروه به اظهار نظر در مورد زوايا و جوانب مختلف عرصهٔ تخصصي خود مي‏پردازند و آراء خود را عرضه مي‏نمايند که بسيار پسنديده است و با پيشرفت فناوري اطلاعات در سطح جهان، قابليت عرضه عمومي اين اظهار نظرها و دسترسي ايشان به اين آراء امکان پذير شده است، ولي هر از گاهي، افراد غير متخصّص و ناشناس نيز در اين ميان پيدا مي‏شوند که با انگيزه‏هاي گوناگون و بدون مطالعه و تحقيق، در حوزه‏اي که برداشت و درک صحيحي از مفاهيم آن نداشته، وارد مي‏شوند به زعم خود به تحليل و اظهار نظر در مورد آن مي‏پردازند و به حکم قاعده «خالِفْ، تُعْرَف» و از آنجايي که طرح مباحث اختلافي همواره باعث مطرح شدن اين افراد در ميان عوام مردم و نه انديشمندان مطّلع مي‏شود، براي آنها بسيار لذّت بخش است که با اظهار نظرهاي غير متخصّصانه به اين اختلافات دامن بزنند. عرفان و تصوّف[19] يکي از علومي که در دامن فرهنگ اسلامي زاده شد و رشد يافت و تکامل پيدا کرد علم عرفان است. درباره عرفان از دو جنبه مي‏توان بحث و تحقيق کرد: يکي از جنبه اجتماعي، و ديگر از جنبه فرهنگي. عرفا با ساير طبقات فرهنگي اسلامي از قبيل مفسرين، محدثين، فقهاء، متکلمين، فلاسفه، ادبا، شعرا، يک تفاوت مهم دارند و آن اينکه علاوه بر اينکه يک طبقه فرهنگي هستند و علمي به نام عرفان به وجود آوردند و دانشمندان بزرگي در ميان آنها ظهور کردند و کتب مهمي تاليف کردند، يک فرقه اجتماعي در جهان اسلام به وجود آوردند با مختصاتي مخصوص به خود، برخلاف ساير طبقات فرهنگي از قبيل فقهاء و حکماء و غيرهم که صرفا طبقه فرهنگي هستند و يک فرقه مجزا از ديگران به شمار نمي‏روند. اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگي ياد شوند با عنوان «عرفا» و هرگاه با عنوان اجتماعي شان ياد شوند غالبا با عنوان «متصوّفه‏» ياد مي‏شوند. عرفا و متصوّفه هر چند يک انشعاب مذهبي در اسلام تلقي نمي‏شوند و خود نيز مدعي چنين انشعابي نيستند و در همه فرق و مذاهب اسلامي حضور دارند، در عين حال يک گروه وابسته و به هم پيوسته اجتماعي هستند. يک سلسله افکار و انديشه ها و حتي آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشيدنها و احيانا آرايش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غيره، به آنها به عنوان يک فرقه مخصوص مذهبي و اجتماعي رنگ مخصوص داده و مي‏دهد. و البته همواره، خصوصاً در ميان شيعه، عرفائي بوده و هستند که هيچ امتياز ظاهري با ديگران ندارند و در عين حال عميقاً اهل سير و سلوک عرفاني مي‏باشند. و در حقيقت عرفاي حقيقي اين طبقه‏اند، نه گروههايي که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ايجاد کرده‏اند. استاد شهيد علامه مرتضيٰ مطهري، در خصوص نسبتي که بين معارف عرضه شده توسط عرفا و آنچه که توسط علماي علم ظاهر شريعت بيان مي‏گردد و اصطکاکي که گاهي بين اين دو نگرش وجود دارد، مي‏گويد: « عرفاي اسلامي هرگز مدّعي نيستند که سخني ماوراء اسلام دارند، و از چنين نسبتي سخت تبرّي مي‏جويند، برعکس، آنها مدّعي هستند که حقايق اسلامي را بهتر از ديگران کشف کرده‏اند و مسلمان واقعي آنها مي‏باشند.» [20] تفاوت نگرش فقهي و عرفاني فقه و عرفان بعنوان دو شاخه مهم علوم اسلامي تلقّي شده و پيروان و طرفداران اين دو شاخه علوم اسلامي همواره اختلاف نظرهايي با يکديگر داشته‏اند که منشأ آن نوع نگرش آنها در معارف و مفاهيم اسلامي بوده است. يکي از موارد اختلاف مهم ميان عرفا و غيرعرفا، خصوصا فقهاء نظريه خاص عرفا درباره شريعت و طريقت و حقيقت است؛ عرفا و فقها متفق القول‏اند که شريعت، يعني مقرّرات و احکام اسلامي مبتني بر يک سلسلهٔ حقايق و مصالح است. فقهاء معمولا اين مصالح را به اموري تفسير مي‏کنند که انسان را به سعادت، يعني حدّ اعلاي ممکن استفاده از مواهب مادّي و معنوي مي‏رساند ولي عرفا معتقدند که همهٔ راهها به خدا منتهي مي‏شود و همهٔ مصالح و حقايق از نوع شرائط و امکانات و وسائل و موجباتي است که انسان را به سوي خدا سوق مي‏دهد. فقها همين قدر مي‏گويند: در زير پرده شريعت (احکام و مقررات) يک سلسلهٔ مصالح نهفته است، و آن مصالح به منزلهٔ علل و روح شريعت به شمار مي‏روند. تنها وسيله نيل به آن مصالح عمل به شريعت است. امّا عُرفا معتقدند که مصالح و حقايقي که در تشريع احکام نهفته است از نوع منازل و مراحلي است که انسان را به مقام قُرب الهي و وصول به حقيقت‏سوق مي‏دهد. عرفا معتقدند که باطن شريعت «راه‏» است و آن را «طريقت‏» مي‏خوانند، و پايان اين راه «حقيقت‏» است‏ يعني توحيد به معنيي که قبلاً به آن اشاره شد که پس از فناء عارف از خود و انانيّت‏خود دست مي‏دهد. اين است که عارف به سه چيز معتقد است: «شريعت، طريقت، حقيقت»[21]؛ او معتقد است که شريعت وسيله يا پوسته‏اي است براي طريقت، و طريقت پوسته يا وسيله‏اي براي حقيقت. عرفا معتقدند که همانگونه که انسان واقعاً سه بخش مجزا نيست، يعني بدن و نفس و عقل از يکديگر مجزّا نيستند، بلکه در عين اختلاف با يکديگر متّحدند و نسبت آنان با يکديگر نسبت ظاهر و باطن است، «شريعت و طريقت و حقيقت» نيز اين چنين‏اند، يعني يکي ظاهر است و ديگري باطن و سوّمي باطنِ باطن؛ با اين تفاوت که عرفا مراتب وجود انسان را بيش از سه مرتبه و سه مرحله مي‏دانند، يعني به مراحل و مراتبي ماوراء عقل نيز معتقدند. از نظر فقها، معارف اسلامي در سه بخش خلاصه مي‏شود: اصول عقائد، اخلاق و احکام شرعي؛ و اما اصول عقايد: که «علم کلام» عهده‏دار آن است و در مسائل مربوط به اصول عقايد لازم است انسان از راه عقل، ايمان و اعتقاد تزلزل ناپذير داشته باشد؛ در بخش اخلاق: دستورهايي بيان شده است که وظيفه انسان را از نظر فضائل و رذائل اخلاقي بيان مي‏کند و «علم اخلاق» عهده‏دار بيان آن است و نهايتاً بخش احکام: که مربوط به اعمال ورفتار خارجي انسان است و «فقه» عهده دار آن است.اين سه بخش از يکديگر مجزا هستند: بخش عقائد مربوط است به عقل و فکر، بخش اخلاق مربوط است به نفس و ملکات و عادات نفساني، بخش احکام مربوط است به اعضاء و جوارح. عرفا نيز به اين اصول سه‏گانه معتقدند با اين تفاوت که: عُرفا در بخش عقائد، صرف اعتقاد ذهني و عقلي را کافي نمي‏دانند، آنها مي‏گويند: به آنچه که بايد ايمان داشت و معتقد بود، بايد رسيد و بايد کاري کرد که پرده‏ها از ميان انسان و حقايق برداشته شود. عُرفا در بخش اخلاق اسلامي، اخلاق را که هم ساکن است و هم محدود کافي نمي‏دانند، و به جاي اخلاق علمي و فلسفي، سير و سلوک عرفاني را بطور عملي پيش مي‏گيرند. و در بخش سوم، يعني احکام فقهي، ايراد و اعتراضي ندارند و خود را ملتزم به رعايت آن مي‏دانند. نظريه‏ها درباره عرفان و تصوّف استاد مطهري در بيان نظريه‏هاي مختلفي که در رابطه با عرفان و تصوّف و عقايد آنها وجود دارد اظهار مي‏دارند: عُرفا چه در بخش عملي و چه در بخش نظري همواره به کتاب و سنّت و سيرهٔ نبوي و ائمّه و اکابر صحابه استناد مي‏کنند. ولي ديگران درباره آنها نظريه‏هاي ديگري دارند و ما به ترتيب آن نظريه‏ها را ذکر مي‏کنيم: الف) نظريه گروهي از محدثان و فقهاء اسلامي: به عقيده اين گروه، عرفا عملاً پايبند به اسلام نيستند و استناد آنها به کتاب و سنّت صرفاً عوامفريبي و براي جلب قلوب مسلمانان است و عرفان اساساً ربطي به اسلام ندارد! ب) نظريه گروهي ازمتجدّدان عصر حاضر: اين گروه که با اسلام ميانهٔ خوبي ندارند و از هر چيزي که بوي «اباحيت‏» بدهد و بتوان آن را به عنوان نهضت و قيامي در گذشته عليه اسلام و مقرّرات اسلامي قلمداد کرد به شدّت استقبال مي‏کنند، مانند گروه اوّل معتقدند که عرفا عملاً ايمان و اعتقادي به اسلام ندارند، بلکه عرفان و تصوّف نهضتي بوده از ناحيه ملل غير عرب بر ضدّ اسلام و عرب، در زير سرپوشي از معنويت. اين گروه با گروه اوّل در ضدّيت و مخالفت عرفان با اسلام وحدت نظر دارند، و اختلاف نظرشان در اين است که گروه اوّل اسلام را تقديس مي‏کنند و با تکيه به احساسات اسلامي تودهٔ مسلمان، عرفا را هو و تحقير مي‏نمايند و مي‏خواهند به اين وسيله عرفان را از صحنهٔ معارف اسلامي خارج نمايند، ولي گروه دوم با تکيه به شخصيت عرفا که بعضي از آنها جهاني است، مي‏خواهند وسيله‏اي براي تبليغ عليه اسلام بيابند و اسلام را هو کنند که انديشه‏هاي ظريف و بلند عرفاني در فرهنگ اسلامي با اسلام بيگانه است و اين عناصر از خارج وارد اين فرهنگ گشته است، اسلام و انديشه‏هاي اسلامي در سطحي پايين‏تر از اينگونه انديشه‏ها است. اين گروه مدّعي هستند که استناد عرفا به کتاب و سنّت صرفاً تقيّه و از ترس عوام بوده است، مي‏خواسته‏اند به اين وسيله جان خود را حفظ کنند. شهيد مطهري به دنبال بيان گروههايي که با عرفا و متصوّفه مخالفند نظريه سوّمي را مطرح مي‏کند که با نگاهي معقول و منطقي به موضوع مي‏نگرد و تصريح مي‏کند که خودشان هم اين نظريه را پذيرفته‏اند: ج) نظريه گروه بي‏طرفها: از نظر اين گروه، در عرفان و تصوّف خصوصاً در عرفان عملي، و بالأخصّ آنجا که جنبه فرقه‏اي پيدا مي‏کند بدعتها و انحرافات زيادي مي‏توان يافت که با کتاب الله و با سنّت معتبر وفق نمي‏دهد؛ ولي عرفا مانند ساير طبقات فرهنگي اسلامي و مانند غالب فرق اسلامي نسبت به اسلام نهايت‏خلوص نيّت را داشته‏اند و هرگز نمي‏خواسته بر ضدّ اسلام مطلبي گفته و آورده باشند؛ ممکن است اشتباهاتي داشته باشند همچنانکه ساير طبقات فرهنگي مثلا متکلّمين، فلاسفه، مفسّرين، فقهاء، اشتباهاتي داشته‏اند، ولي هرگز سوء نيتي نسبت به اسلام در کار نبوده است. شهيد مطهري در ادامه اضافه مي‏کند: ما نظر سوم را ترجيح مي‏دهيم و معتقديم عرفا سوء نيت نداشته‏اند، در عين حال لازم است افراد متخصّص و وارد در عرفان و در معارف عميق اسلامي بي‏طرفانه درباره مسائل عرفاني و انطباق آنها با اسلام بحث و تحقيق نمايند. وي سپس در توضيح علل مخالفت و ضديّت برخي افراد با تصوّف و عرفان، که آن را مخالف و معارض تعاليم اسلام مي‏دانند، مي‏افزايد: «مسألهٔ ضدّيت عرفا با اسلام از طرف افرادي طرح شده که غرض خاص داشته‏اند يا با عرفان و يا با اسلام؛ اگر کسي بي‏طرفانه و بي‏غرضانه کتب عرفا را مطاله کند، به شرط آنکه با زبان و اصطلاحات آنها آشنا باشد، اشتباهات زيادي ممکن است بيابد ولي ترديد هم نخواهد کرد که آنها نسبت به اسلام صميميت و خلوص کامل داشته‏اند.» تفاوت عرفان و تصوف کلمه عارف و عرفان در روايات شيعه بسيار وارد شده است و چون مخالفت با صوفيه اوج گرفت، از اوائل قرن چهارم لفظ عارف را به جاي صوفي براي خود قرار دادند. شهيد مطهري (ره) در بحثي راجع به اينکه اصطلاح عارف از چه زماني باب شد، در کتاب علوم اسلامي مي گويند : قدر مسلم اين است که اصطلاح عارف در قرن سوم به بعد شيوع پيدا کرده است. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند : « العارفُ مَن عَرَفَ نفسَه فَأعتَقَها و نَزَّهَها عَن کُلِّ ما يبعدها » (عيون الحکم و المواعظ/ص53) «عارف کسي است که نفسش را شناخت و آن را آزاد کرد و از هرچه او را از غير خدا دور مي کند پاکش کرد » به قول شاعر : غلام همت آنم که زير چرخ کبود                   ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است پيامبر اکرم (ص) فرمودند : « من عَرَفَ نفسَه و فقد عَرَفَ ربَّه » (عيون الحکم /ص452) اين تعريف ديني است که براي عرفان چهارچوب ارائه مي دهد؛ درحاليکه راه و روش تصوف فرق مي کند. نگاه به روايات و آيات نشان مي دهد که مهم ترين راه در مسير عرفان ، معرفت نفس است. در تصوف، اول عمل است و معمولا بدون علم؛ يعني فورا به يک صوفي ذکر يا دستور عملي مي دهند و او را تا آخر عمر به همين شکل سير مي دهند اما در عرفان شيعي، قدم اول معرفت نفس است يعني اول علم و بعد عمل.ابوعلي سينا در اينباره مي گويد : عارف حق را (خدا را ) مي خواهد؛ نه براي چيزي غير حق، و هيچ چيزي را بر معرفت حق ترجيح نمي دهد و عبادتش تنها به جهت اين است که او شايسته عبادت است. (الاشارات/باب مقامات العارفين) حضرت آيت الله حائري شيرازي در تفاوت عرفان و تصوف مي فرمايند : تصوف، يعني حالات بدون رعايت حدود الهي و خالي از جان، اما عرفان حال را کنترل مي کند و فرد نبايد بنده حال باشد بلکه بايد بنده تکليف و چهارچوب باشد. اگر کار و حالات در دستور و چهارچوب هاي شرعي باشد، مي شود عرفان و اگر خودرأي و هرچه حال اقتضا کرد باشد، مي شود درويشي. عجيب ترين نکته اين است که : صوفيان سعي دارند کساني را عارف و از اولياي خدا معرفي کنند که حتي ولايت اهل بيت (عليهم السلام) را نيز قبول ندارند. در حالي که شرط کمال انساني و معرفت نفس، قبول و اقرار به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) است. عبادت بي علي و آل علي (عليهم السلام) عبادت بي روح است. اصالت احکام دين و وسيله دستيابي به حکمت عبادات، به اهل بيت (عليهم السلام) بستگي دارد؛ چنانکه امام رضا (عليه السلام) مي فرمايند : « دوستي و محبت محمد و آل محمد (عليهم السلام) و تسليم و انقياد فرامين آن را، با اتّکا بر عبادات وامگذاريد و رها مکنيد، زيرا هيچ يک از اين دو (عبادت و محبت اهل بيت (عليهم السلام) ) بدون ديگري مقبول و پذيرفته نمي شود.» (بحارالانوار/جلد75/ص348) امام باقر (عليه السلام) درتفسير آيه « و من يکفر بالايمان فقد حبط عمله » مائده 5 / مي فرمايند : «دليل نابودي عمل کفر ورزيدن به ولايت علي (عليه السلام) است.» (تفسير نورالثقلين/ج1/ص595) حتي شريک قائل شدن به ولايت علي (عليه السلام) نيز باعث حبط و نابودي اعمال مي شود؛ چنانکه در تفسير آيه « لئن أشرکت ليحبطن عملک » زمر 65 /« اگر به خدا شرک بياوري ، عملت را محو و نابود مي گرداند » فرموده اند : اگر همراه با ولايت علي (عليه السلام) به کسي ولايت دهي (اورا جايگزين حضرتش قرار دهي) عملت باطل خواهد بود. (تفسير صافي/ص43) وقتي از امام صادق (عليه السلام) درباره عمل صالح در آيه « فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعباده ربه احدا » پرسيدند، فرمودند :مراد از عمل صالح، معرفت به ائمه است و مقصود از اينکه کسي را شريک پروردگار نکنيد، تسليم به ولايت اميرمومنان علي (عليه السلام) مي باشد يعني نبايد کسي را که خلافت براي او نيست و اهل آن نيز نمي باشد، با آن حضرت شريک کند. (نورالثقلين/ج3/ص318) موضوع ولايت و اقرار به آن و خلوص در اعتقاد به آن، به قدري اهميت دارد که امام صادق مي فرمايند: ولايت و دوستي من نسبت به علي بن ابي طالب (عليه السلام) ، برايم محبوب تر از ولادت من از او است؛ چون ولادت از او فضيلت است؛ اما ولايت او فريضه و واجب است. (بحارالانوار/ج39/ص299) پس ملاک در عرفان شيعي « ولايت » است و عرفان شيعي با معرفت نفس شروع مي شود و معرفت نفس جز با « ولايت اهل بيت (عليهم السلام) » امکان پذير نيست. در پايان اين قسمت، نظر امام خميني (ره) و برخي ديگر از عرفاي بزرگ شيعه را در مورد تصوف بيان نموده و ابياتي نيز از حافظ (صوفي ستيز ) ارائه مي نمايم. حضرت امام (ره) در مورد حکيم و عارف مي فرمايند : آن که خود را مرشد و هادي خلايق مي داند و در مسند دستگيري و تصوف قرار گرفته اصطلاحات اين دو دسته (عارف و حکيم) را به سرقت برده و سر و صورتي به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بيچاره صاف و بي آلايش را به علما و ساير مردم بدبين نموده، براي رواج بازار خود، فهميده يا نفهميده، پاره اي از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بيچاره داده و گمان کرده به لفظ « مجذوب عليشاه » يا « محبوب عليشاه » حال جذبه و حب دست مي دهد. امام (ره) در ادامه بيان خود مي فرمايد : اي طالب دنيا و اي دزد مفاهيم! اين کار تو هم اينقدر کبر و افتخار ندارد. بيچاره از تنگي حوصله و کوچکي کله، گاهي خودش هم بازي خورده، خود را داراي مقامي دانسته، حب نفس و دنيا به مفاهيم مسروقه و اضافات و اعتبارات، پيوند شده، يک وليده ناهنجاري پيدا شده و از انضمام اينها يک معجون عجيبي و اخلوطه غريبه اي فراهم شده و خود را با اين همه عيب، مرشد خلايق و هادي نجات امت و داراي سرّ شريعت دانسته؛ بلکه وقاحت را گاهي از حدّ گذرانده، داراي مقام ولايت کليه دانسته، اين نيز از کمي استعداد و قابليت و تنگي سينه و ضيق قلب است. (شرح چهل حديث/حديث چهارم/باب کبر/ص91/موسسه تنظيم و نشر آثار امام/چاپ عروج) ايشان در ديوان اشعار خود مي فرمايند : خار راه مني اي شيخ ز گلزار برو                       از سر راه من اي رند تبهکار برو تو و ارشاد من اي مرشد بي رشد و تباه       از بر روي من اي صوفي غدار برو اي قلندر منش، اي باده به کف خرقه بدوش            خرقه شرک تهي کرده و بگذار و برو (ديوان امام خميني/ص173) علامه طباطبائي (ره) مي فرمايند : صوفيه براي سير و سلوک، آداب و رسوم خاصي را که در شريعت وجود نداشت به وجود آوردند و راههاي جديدي را پيوسته به آن افزودند و شرع را کنار گذاشتند. تا اينکه به جايي رسيدند که شريعت را در يک طرف ديگر قرار دادند و در محرمات غوطه ور شدند و واجبات را ترک کردند و در نهايت به تکدي گري و استعمال بنگ و افيون روي آوردند. اين حالت آخرين حالت تصوف است که مقام فنا ناميده مي شود.     عرفان و تصوف برخی این اصطلاح را معرب (sophos) یونانی می دانند تصوف پیام معنوی پیامبر و مجاهده شخصی برای تجربه وجوب آن از طریق مکاشفه مضمون وحی قرآنی است. معراجی که در اثنای آن پیامبر به اصرار الهی علم پیدا کرد نمونه ای از تجربه است که صوفیان به نوبه خود برای نیل به آن به مجاهده پرداختند.   اصطلاح صوفی را از واژه عربی "صوف" به معنای پشم مشتق دانسته اتد که عادت صوفیان در پوشیدن لباس و خرقه ای از پشم سفید بود و بدین سان خود را از دیگران متمایز می نمودند اصطلاح صوفیه مبین عرفانی است که به تصوف گرویده اند. تصوف مصدر باب تفعل از ریشه صوف است و این اصطلاح به معنای اعتقاد به تصوف به کار می رود. برخی این اصطلاح را معرب (sophos) یونانی می دانند تصوف پیام معنوی پیامبر و مجاهده شخصی برای تجربه وجوب آن از طریق مکاشفه مضمون وحی قرآنی است. معراجی که در اثنای آن پیامبر به اصرار الهی علم پیدا کرد نمونه ای از تجربه است که صوفیان به نوبه خود برای نیل به آن به مجاهده پرداختند. تصوف جزئیات سلوکی معنوی را بسط داده که درجات مراتب و اصول آن مستلزم حکمتی است که عرفان نامیده می شود و سه وجه شریعت، طریقت و حقیقت زندگی و تعلیمات صوفیان اساسی است.[۱] در فاصله قرن دوم و سوم هجری گروهی شیعی در کوفه بودند که چنانکه از متن عین القضات همدانی برمی آید در میان آنان مردی عبدک نام بود سالکان راه خدا در دوره های گذشته متصوفه نامیده نمی شدند و عبدک اولین کسی بود که به این نام خوانده شد و به نظر می رسد که از سده سوم تا سده هفتم با ظهور سعد الدین حمویه و حیدر املی، شاه نعمت الله ولی... اثری از تصوف شیعی باقی نمانده باشد و به نظر می رسد که در درجه نخست سازمان فرقه ای صوفیه مورد نقد و ذم شیعیان قرار گرفته باشد از جمله خانقاه لباس رهبانی، نقش شیخ که به جانشینی امام و به ویژه امام غایب، پیشوا و راهنمای درونی از این حیث که غایب است میل می کرد اما نفس تعلیمات تشیع که پیروی و اطاعت از امامان و طریقت یا راه امامان معصوم که بهترین الگوها در گفتار و عمل می باشند خود پیوستن شیعیان به تعلیم اصرار الهی را نشان می دهد بی آنکه پیوستن رسمی به طریقه ای ضرورت داشته باشد چنانکه در تسنن ضرورت دارد.[۲] معنای واژه ولایت همان پیمان دوستی و دوستی حق است که رابطه میان خدا و انسان را به صورت خدمت جوانمردی سامان می بخشد. صوفی را از آن جهت صوفی می خوانند که ظاهر و باطن او پاک و روشن است زیرا خود را از غیر حق پاک گردانیده نه به جز خدا امید دارند و نه از جز خدا بترسند و نه جز او را دوست دارند و نه جز او به کسی اعتماد کنند در افعال آنها ریا و عجب نباشد و هرچه بیشتر خدمت کنند بیشتر خود را مقصر می دانند.[۳] حکما گفته اند مثل دنیا چون سایه مردم است چون به سایه روی آوری می گریزد و چون پشت بر آن نهی، از پی تو می دود. پس صوفی باید به دنیا پشت کند اگرچه در این امر تلخی باشد اما این تلخی صلاح و شیرینی به دنبال دارد مانند پدر و مادری که به فرزند خود دوای تلخی می دهند و او به دنبال آن شفا می یابد. صوفی باید به راه مصطفی (ع) برود زیرا خدای تعالی فرمود: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبکم الله. حق تعالی محبت خویش را در متابعت مصطفی نهاد و هر آنکه از ایشان تبعیت کنند نزد خدای تعالی دوست تر باشد.[۴] و پیامبر فرمود: دشمن ترین دشمنان فرزند آدم نفس اوست و هر کس نفس را دشمن گرفت خدای تعالی آن بنده را در روز قیامت از عذاب خود ایمن گرداند و موافقت و مراقبت حق آنست که با نفس امّاره خود مبارزه نمایی. و در حکایت آورده اند از با یزید بسطامی که او گفت: اگر خدای تعالی مرا به آن جهان فرا خواند و آرزمیی بخواهد پس از آمرزیدن آن خواهم که دستور دهد تا به دوزخ درآیم و این نفس را در آتش غوطه ور سازم که در دنیا از آن بسیار رنجیده ام.[۵] شبلی درباره بهشت دوزخ گفت: یا رب، بهشت و دوزخ را پنهان کن تا تو را بی واسطه پرستند. و بزرگان گفته اند خدمت کردن به طمع و خوف، خویشتن پرستیدن است نه حق پرستیدن. اما اگر هرگز بهشت نبود و همه خلق را از بیم عذاب دوزخ وادار به اطاعت می کردند جز طاعت چاره ای نبود اما بزرگان طمع را از میان برداشته و حق را عین حقیقت یافتند و تنها اطاعت او نموده که اگر ما شایسته صحبت وی نبودیم رسولی را برایمان نمی فرستاد که رسول برای افراد ناشایست نمی فرستند و این مایه فخر و مباهات است که تو را تنها بپرستیم.[۶] در اقوال هراکلیتوس مقدار زیادی عرفان نهفته است. حکمت یک چیز دانستن اندیشه است که به وسیله آن همه چیز از خلال همه چیز گذرانده شود. افلاطون نیز توصیف او از غار نمونه کاملی است از اعتقاد به معرفت و واقعیتی که از محسوسات یقینی ر است. پارمیندس سرچشمه رشته ای جالب از عرفان است او واقعیت را غیر مخلوق و تغییر ناپذیر و تقسیم ناپذیر و لایزال می داند. «آنچه بتواند اندیشیده شود و بیان شود باید باشد زیرا که بودن برای آن چیز امکان دارد و بودن برای هیچ امکان ندارد» پس تغییر محال است زیرا آنچه گذشته است قابل بیان است و اگر تغییر یافته باشد چون نیست پس قابل بیان نیست. فلسفه عرفانی در همه اعصار و همه جای جهان به وسیله عقایدی که نقل شده مشخص می شود[۷] و البته تأثیرات نوافلاطونی، غنوسی، عرفان هندی و ... را نیز نباید نادیده گرفت. بایزید بسطامی یکی از صوفیان بزرگ ایرانی که به سه وجه وجودی انانیت، انیت و هویت آگاهی داشت و جنید بغدادی که متوجه دو قطب شریعت و طریقت است و توحید را تجربه وحدت استعلایی خود خدا می خواند.[۸] و حلاج که غایت قصوی برای همه موجودات را اتحاد با خدا می دانست خود نمایانگر آن است که اگرچه صوفیان، فیلسوفان را به ناتوانی در سلوک متهم می کنند اما با آثار سهروردی و پدید آمدن مکتب اشراق و الهیات صوفیانه در مغرب و مشرق زمین می تواند پاسخی به ضرورت ژرف فرهنگی داد که در آن تاریخ فلسفه از تاریخ معنویت جدایی ناپذیر است. عرفان و معرفت را در کتب لغت، علم و دانشی معنی کرده اند ولی عرفان به مفهوم عام وقوف به دقایق و رموز چیزی است مقابل علم سطحی و قشری. و عرفان به مفهوم خاص: یافتن اشیا به طریق کشف و شهود، در واقع عرفان معرفتی است مبتنی بر حالتی روحانی و توصیف ناپذیر که ارتباطی مستقیم با وجود مطلق پیدا می کند و در درجه اول در جان و ذات انسانی تجلی دارد و در مرتبه بعد در اعمال و رفتار آدمی. عارف از راه کشف و شهود و تذهیب نفس و تسلط بر هوا و هوس و از طریق عاطفه و قلب می تواند حقیقت را مشاهده کند و در نزد او دل نقش عمده ای دارد. قرآن کریم تذهیب نفس را بسیار مهم دانسته و در آیاتی از مهمترن اهداف انبیاء شمرده، زیرا تمام بدبختی هایی که در طول تاریخ گریبان گیر بشر بوده منشأ و مبدأ آنها طغیان نفس است. «قد افلح من زکاها و قد خاب من دسیها»[۹] «و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله».[۱۰] عرفان اسلامی در درجه اول منبع آن قران است و سپس سخنان انبیا و دیگر پیشوایان مذهبی. عرفان بی عبادت و عبادت بی عرفان کم ارزش است و به قول فخر الدین علی بن حسین واعظ کاشفی سبزواری حقیقت عبادت خضوع و خشوع و شکستگی و نیاز است که از شهود عظمت حق سبحانه و تعالی بر دل ظاهر می شود و این چنین سعادت موقوف بر محبت است و ظهور محبت موقوف بر متابعت سید اولین و آخرین....[۱۱] ● اما درباره سیر سلاک اول سیر من الله است که ابواب مثالیه بر او گشوده شود و سیر آثار خلقت کند و سر احکام شریعت را به نور ایمان دریابد. اما سیر الی الله که در ثانی واقع شود ابواب ملکوت بر او گشوده شود و سیر الی الله که حقایق اشیا بر او مکشوف شود و سپس منزل توحید است و سیر مع الله و از دریای غیب الغیوب سر برآورد و سیر فی الله که محو شاهد اسما شود و متصف به صفات کبریا گردد بعد از این سیر لله است و در این سیر شعوری به جز ذات نماند. هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن اما سیر بالالله بقای بعد از فناست و شهود وجود مطلق.[۱۲] علمای طریقت در تعداد منازل و ترتیب آنها اختلاف کرده اند تا اینکه اقل آنها را هفت و اکثر آنها را هفتصد گفته اند و بعضی به هفتاد هزار تصریح کرده اند و حقیقت سلوک تسخیر نفس و بدن است تحت ایمان و اول چیزی که بر او واجب است تحصیل علم است به احکام ایمان و اخذ آن از نبی یا وصی اشرف است و سپس چند مرحله باید در پیش گیرد ترک عادات که مانع راه خدا باشد دوم عزم سوم رفق و مدارا و دیگر وفا و مراقبت، محاسبه، مواخذه، ارادت و مراحل دیگر آن داشتن استاد و راهنما، اوراد و خلوت و فکر و در همه مراحل پیوسته باید در ربط خویش به خالق و ملاحظه مخلوقیت و عبدیت و ذلت خود به خالق و در نسبت خود به رسول و نسبت هر مخلوق به خالق واحد و شفقت و مهربانی به همه اشیا و در همه حال مراقبت داشته باشد.[۱۳] ● آثار سلوک حصول انوار در قلب، ابتدا به شکل چراغی و بعد شعله و بعد کوکب،بعد قمر، بعد شمس و سپس به صورت برقی می باشد و یکی از آیات کریمه «الله نور السموات و الارض» شرح این مراحل است که شخص مشکوتی می شود که در آن زجاجه ای است که قلب باشد و در نهایت قلب ذکر را به روح خود می سپارد.[۱۴]     مکتب تفکیکتحقیقی پیرامون تصوف و عرفان اسلامی موضوع: تحقیقی پیرامون تصوف و عرفان اسلامی تا نیایی نجویی نوشتن درباره‌ی تصوف یا همان عرفان اسلامی، کاری تقریبا غیرممکن است. ‌در قدم اول قلّه‌های مرتفعی در پیش چشم انسان ظاهر می‌شوند که هر چه طالب بیشتر در جستجوی راه باشد وصول به هر گونه هدفی مشکل تر می‌نماید وی ممکن است در گلزارهای شعر عارفانه سکنی گزیده و یا در صدد رسیدن به قله‌های بلند تفکّرات و نظریات عرفانی حکمت الهی باشد ممکن است در وادیهای قابل دسترسی تقدیس از عرفای مشهور توقف نموده و یا اینکه در بیابانهای بی پایان خطبه‌ها و مواعظ نظری درباره ذات خداوند، جهان و یا ماهیت تصوف پیش رود و یا اینکه... ‌ بنابر هر تقدیر تنها افراد معدودی می‌توانند به دورترین کوهسارها جایی که مرغ افسانه ای ( سیمرغ ) زندگی می‌کند پرواز نمایند و به جایی برسند که بفهمند آنچه را به دنبالش بوده اند در واقع در درون خود ایشان بوده است. تحقیقی پیرامون تصوف و عرفان اسلامی تا نیایی نجویی نوشتن درباره‌ی تصوف یا همان عرفان اسلامی، کاری تقریبا غیرممکن است. ‌در قدم اول قلّه‌های مرتفعی در پیش چشم انسان ظاهر می‌شوند که هر چه طالب بیشتر در جستجوی راه باشد وصول به هر گونه هدفی مشکل تر می‌نماید وی ممکن است در گلزارهای شعر عارفانه سکنی گزیده و یا در صدد رسیدن به قله‌های بلند تفکّرات و نظریات عرفانی حکمت الهی باشد ممکن است در وادیهای قابل دسترسی تقدیس از عرفای مشهور توقف نموده و یا اینکه در بیابانهای بی پایان خطبه‌ها و مواعظ نظری درباره ذات خداوند، جهان و یا ماهیت تصوف پیش رود و یا اینکه... ‌ بنابر هر تقدیر تنها افراد معدودی می‌توانند به دورترین کوهسارها جایی که مرغ افسانه ای ( سیمرغ ) زندگی می‌کند پرواز نمایند و به جایی برسند که بفهمند آنچه را به دنبالش بوده اند در واقع در درون خود ایشان بوده است. ‌ حمد و ستایش مر خدایی راست که بندگان خویش را وسیله ای برای درک ذات متعالی اش، جز اظهار عجز و فروتنی در مقام این درک و شناخت، عطا نکرده است. ‌ از ابوحفص پرسیدند صوفی کیست ؟ پاسخ داد: صوفی کسی است که نپرسد صوفی کیست. ‌ در سالهای اخیر کتب زیادی درباره تصوف و حیات معنوی در اسلام به چاپ رسیده است. ‌ هر یک از این کتب و رسالات یک وجه از قضیه را مورد عنایت قرار داده اند زیرا پدیده ای که به نام تصوف خوانده می‌شود آنچنان وسیع و گسترده، ظهور و نمود آن به حدی متنوع و رنگارنگ است که هیچ کس جرأت توصیف کامل آنرا به خود نمی‌دهد در بدء الامر باید تعریفی از تصوف داشته باشیم. ‌ تصوف چیست ؟ در مورد آیین تصوف یا صوفی گری، نامی ‌که برای عرفان اسلامی بکار می‌رود، برای نزدیک شدن به معنای جزئی آن ابتدا باید از خود بپرسیم عرفان یا باطنی گری به چه معنا است ؟ آیا در پشت این الفاظ چیزی پوشیده و مرموز است که با وسایل عادی و یا با کوشش عقلانی قابل حصول نیست. ‌ تصوف عبارت است از جریان روحانی عظیمی که از میان همه ی ادیان می‌گذرد در وسیع ترین معنای کلمه می‌توان آنرا به حکمت، عشق، نور یا عدم ( لا شیئ ) معنا کرد. ‌ در هر صورت چنین تعریفاتی صرفاً اشاره و دلیل راه هستند. ‌ چرا که حقیقتی که غایت و منظور عارف است، حقیقتی سر به مهر و ناگفتنی، هرگز از طریق انحای عادی ادراک قابل فهم و یا توصیف نیست، نه فلسفه و نه منطق هیچ کدام قادر به فاش ساختن آن نیستند، تنها حکمت دل، عرفان یا معرفت خفی است که می‌تواند بعضی از زوایای آنرا روشن سازد تجربه ای روحانی که بر مبنای روش‌های حسی و یا عقلی متکی نباشد مورد نیاز است. ‌ هر چه انسان خود را از تعلقات و وابستگی‌های این جهان بیشتر آزاد سازد و یا به روایت صوفیان ( آیینه ی قلب خویش را بیشتر صیقل دهد ) این نور باطنی بیشتر خواهد شد. ‌ تنها پس از گذشت یک دوره ی طولانی تطهیر و تهذیب روحی است که سالک به جایی می‌رسد که عشق و معرفت باطنی را به او عطا می‌کنند. ‌ عرفان و تصوف را می‌توان به عنوان عشق به ( مطلق ) تعریف نمود. ‌ چرا که نیرویی که معرفت حقیقی را از زهد و ریاضت کشی محض جدا می‌سازد، همان عشق و محبت است. ‌ عشق به خداوند تبارک و تعالی فرد سالک را قادر می‌سازد تا همه ی دردها و آلامی را که خداوند به منظور آزمایش و تطهیر روح به او نازل می‌کند تحمل نموده و بلکه آنرا لذّت بخش یابد. ‌ انسان می‌تواند این افکار و عقاید ذاتاً ساده را در هر مکتب عرفانی و صوفیانه ای بیابد اهل عرفان درهمه ی مذاهب عالم سعی کرده اند تا تجربیات متنوع خویش را در سه گروه از صور ذهنی مختلف تداعی نمایند: 1 ـ تلاش پایان ناپذیر در جستجوی خداوند: در ( طریقتی ) که سالک یا رهروی طریقت باید آن راه را در طلب خداوند طی نماید، نمود و ظهور می‌یابد همانگونه که در تمثیلات مختلفی که در باب ( پیشرفت سالک ) و یا ( سفر آسمانی ) وارد شده دیده می‌شود. ‌ 2 ـ تحول و تبدل روح آدمی از طریق درد و محنت و پالایشهای سخت صورت می‌پذیرد که معمولاً با علم کیمیا و یا فرآیندهایی از طبیعت و علوم ماقبل دانش جدید تداعی می‌شود: بدین معنا که آرزوی دیرینه ی تبدیل فلزات پایه به طلا در سطح روح آدمی تحقق پیدا می‌کند. ‌ 3ـ بالاخره، دلتنگی و دورافتادگی عاشق و میل وافر او به اتحاد با معشوق ( خداوند ) در سمبل‌هایی که از عشق انسانی اخذ شده اند نمود پیدا می‌کند، غالباً ترکیب غریب و فریبنده ای از عشق الهی و انسانی درادبیات عارفانه به چشم می‌خورد. ‌مشی دوگانه ی عرفا عرفا(صوفیان)در دوره ی شکل گیری خود،مشی دوگانه ای را در تقرب به خدا پیش گرفتند. ‌همان گونه که هجویری عارف(متوفای 1071میلادی)دربحث خویش راجع به حال انس وهیبت میگوید: فرق است میان دلی که از جلالش اندر آتش دوستی سوزان بود وازآن دلی که از جمالش درنور مشاهده فروزان (کشف المحجوب،367) «فرق است میان آنکه اندر افعال متفکّر بود وازآنکه اندر جلال متحیّربود. ‌ازاین دو یکی ردیف خلّت بود ودیگری قرین محبت(کشف المحجوب،373)» انسان همچنین می‌تواند تمایزی را که توسط جامی در سخن صوفیان واصل(اهل وصل)به میان آورده شده در نظرآورد. ‌وی می‌گوید:«اهل وصل بعد از انبیاءصلوات الرحمن علیهم،دوطایفه اند:اول مشایخ صوفیه که به واسطه ی کمال متابعت رسول الله(ص)مرتبه ی وصول یافته اند،وبعد از آن در رجوع برای دعوت خلق به طریق متابعت مأذون ومأمون شده اند این طایفه کاملان مکمّل اند که فضل وعنایت ایشان را بعد ازاستغراق درعین جمع ولجّه ی توحید از شکم ماهی فنا به ساحل تفرقه ومیدان بقاءخلاص ومناصی ارزانی فرموده تا خلق را به نجات ودرجات دلالت کنند واما طایفه ی دوم آن جماعت اند که بعد از وصول به درجه ی کمال،حواله ی تکمیل ورجوع به خلق ازایشان نرفت وغرقه ی بحرجمع گشتند ودرشکم ماهی فنا چنان ناچیز ومستهلک شدند که از ایشان هرگز خبری واثری به ساحل تفرقه وناجیت بقا نرسیده ودرسک زمره ی سکان قباب غیرت قطان دیار حیرت انخراط یافتند و بعد از کمال وصول، ولایت تکمیل دیگران به ایشان مفوض نگشت»(جامی،نفحات الانس،8-7) تفاوت و تمایزی که تاریخ ادیان جدید بین به اصطلاح روح یا روحیه‌ی«پیامبر گونه»و«عارفانه»قائل می‌شود را می‌توان به وضوح درتوصیف فوق الذکر جامی از دوطایفه ی صوفیه مشاهده نمود: 1-آنهایی که به گوشه نشینی وعزلت کامل روی آورده ودراولین«هجرت ازخود به سوی معبود واحد»تنها درفکر نجات ورستگاری خویش هستند. ‌ 2-آنانی که از تجربه ی عرفانی خویش درمقام ولایت گونه وبالاتری رجوع نموده وقادر به راهبری دیگران درطریق هدایت هستند. ‌ نحوه ی نگرش وبرخوردبا پدیده ی«تصوف یا عرفان نحوه نگرش و بر خورد با پدیده ی تصوف ( عرفان ) چند جانبه است تجزیه وتحلیل خود تجربه ی عرفانی کاری تقریبا غیر ممکن می‌نماید، زیرا که واژه‌ها هرگز قادر به وصل به اعماق آن نیستند. ‌حتی ظریف ترین تحلیل‌های روانشناسانه نیز محدودیت دارند، همانگونه که صوفیان ( عرفا) می‌گویند، واژه‌ها تا ساحل اقیانوس عرفان پیشتر نمی‌آیند. ‌ فهم و درک تصوف از طریق تحلیل وبررسی ساختارهای معین و معلوم ساده تر به نظر می‌رسد. ‌ از آنجا که تصوف تا حد زیادی بر اصل آیین ورود و پذیرش فرد طالب یا مرید بنا شده است لذا بررسی و مطالعه ی زمینه‌هایی نظیر روش‌های متفاوت تعلیم روحی، ممارست‌هایی که دربین سلسله‌های گوناگون صوفیه عمل می‌شود، مراحل روانشناختی و پیشرفت و تکامل مرید، نحوه ی شکل گیری هریک از سلسله‌ها، و نقش اجتماعی و فرهنگی هر کدام، بسیار جالب و آموزنده خواهد بود. ‌ اما در تفسیر و تاویل کتب عرفانی اسلامی نباید این مطلب را از خاطر دور داشت که بسیاری از کلمات و سخنانی را که ما دارای معانی فلسفی یا کلامی عمیقی می‌دانیم دراصل ممکن است به منظور بازی با کلمات ادا شده باشند، پاره ایی از تعاریفی که در کتب کلاسیک تصوف یافت می‌شوند احتمالا به عنوان نوعی معما برزبان شیوخ و بزرگان طریقت جاری شده اند. ‌تناقض به منظور ضربه زدن جهت بیدارکردن شنونده یا آتش بحث را روشن کردن و یا گیج و حیران کردن قوای عقلانی تا اینکه زمینه برای فهم و درک غیر منطقی یا « حالت » و یا «مقام » عرفانی مورد نظر فراهم شود. ‌ نظر صوفیه در مورد منشأ نام تصوف تعاریف صوفیه به دوران اولیه ی صوفی گری بر می‌گردد. ‌هجویری،در نیمه ی قرن یازدهم میلادی(قرن پنجم هجری)این بحث را چنین جمع بندی می‌کند:«گروهی گفته اند که صوفی را از آن جهت صوفی خوانند که جا مه ی صوف دارد گروهی گفته اند که بدان صوفی خوانند که اندر صف اول باشند وگروهی گفته اند که بدان صوفی خوانند که تولی به اصحاب صفه کنندو گروهی گفته اند که این اسم از صفا مشتق است. ‌ «کشف المحجوب،30» اما تصوف چیزی بیش از اینهاست. ‌جنید رهبر بلا منازع مکتب عراقی عرفان و تصوف اسلامی «متوفی درسال910م. ‌/298ه. ‌ق. ‌»می‌نویسد:«تصوف با کثرت نماز و روزه حاصل نمی‌شود،بلکه آن،اطمینان قلب و سخای روح آدمی است »(_ابو القاسم قشیری،رسائل قشیریه،ص. ‌60) عرفا و متصو فه ی اسلامی،هنگامی که تصوف و اوصاف عرفا و صوفیان نمونه را مورد بحث قرار می‌دادند،از بازی با ریشه ی«صفا» پاکیزگی لذت می‌بردند«آنکه به محبت مصفا شود صافی بود وآنکه مستغرق دوستی شود واز غیر دوست بری شود صوفی بود»(کشف المحجوب،ص. ‌34)یعنی اینکه کسی که کاملا جذب معشوق الهی گردیده و به هیچ چیز جز ذات مقدس او نمی‌اندیشد به مقام واقعی صوفی بودن دست یافته است. ‌ حتی عارف و شاعر بزرگی چون مولانا جلال الدین محمدبلخی در مثنوی معنوی (دفتر سوم،بیت3261)تصوف را به این صورت تعریف می‌کند که: ما التصوف قال وجدان الفرح فی الفؤاد عند اتیان القرح «تصوف چیست؟گفت:یافتن فرح وشادی هنگامی‌که غم واندوه می‌آید» تصوف در دوران اولیه ی شکل گیری تصوف، در دوران اولیه شکل گیری خود،عمدتا به معنای «درون گرایی»(روی به درون آوردن)اسلام بود،تجربه ی شخصی مرکزی اسلام «اعلام اینکه خدا یکی است»صوفیان همواره در داخل حصار اسلام باقی می‌ماندند،و گرایش هیئت عرفانی آنان هرگز ازناحیه ی قبول هیچکدام از مکاتب فقهی و شرعی زمانه محدودیت نمی‌یافت،و هیچ یک از اختلافات بین مذاهب و بحث‌های کلامی مورد علاقه ی آنها نبود. ‌همچنین در رابطه با کسب علوم مختلفه به مقدار ضرورت بسنده می‌کردند به عنوان مثال در مورد علم نجوم و جغرافیا به آن مقدار که می‌توانستند جهت مکه را پیدا کنند و در جهت قبله نماز بگذارندو از علم ریاضیات به آن مقدار که بتوانند به وسیله ی آن مقدار زکات وعشررا تعیین کنند اکتفا می‌کردند. ‌و بر این باور بودند:که علم یا دانش،که طلب آن بر هر مرد وزن مسلمان واجب است،عبارت ازعلم به وظایف وتکالیف اسلامی ‌است: علم جز بهر حیات حق مخوان وزشفا خواندن نجات خود مدان علم دین فقه است و تفسیر وحدیث هر که خواند غیر این گردد خبیث (عطار،مصیبت نامه،ص. ‌54) اهل تصوف از همان ابتدا بین صوفی حقیقی « متصوف »و«مصطوف»کسی که ادعای صوفی بودن می‌کند اما در حقیقت یک مزاحم بی فائده و حتی خطرناک است،تفاوت قائل شده اند. ‌آنها خوب می‌دانستند که «طریق سپردن معانی بسیار دشوار باشد جز برای آنکه وی را از برای آن آفریده باشند. ‌»برای کسی که به جهت صوفی شدن زائیده نشده است اختیار طریقه ی تصوف عملا غیر ممکن است. ‌ صوفئی نتوان به کسب اندوختن در ازل آن خرقه باید دوختن و کوشش فرد برای صوفی شدن (بدون مقدرات ازلی)مانند کار خری بود که به جد وجهد بخواهد اسبی گردد: راست ناید صوفئی هرگز به کسب خر کجا گردد به جد و جهد اسب؟ (عطار،مصیبت نامه،ص. ‌71-70) اما نوگرایان مسلمان و صوفیان میانه رو،در انتقاد خویش از پرستش شیوخ و اقطاب طریقت و پیران سلاسل جلوه ای ازاسلام مردمی که خطرات آن را تا کسی خود در مشرق زمین زندگی نکند درست درک نمی‌نماید- اتحاد و هم زبانی کامل دارند. ‌اما جهت رسیدن به این نقطه ابتدا باید راه طولانی تاریخچه ی بیرونی تصوف را طی نمائیم. ‌باید ببینیم چگونه حرکت تصوف،در زمانهای مختلف و به تناسب شخصیت‌های گوناگون رهبران معنوی خویش،به اشکال متفاوت در آمده در حالی که همواره ذات جوهر آن ثابت باقی مانده است. ‌  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 18:25  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

رباعی



رباعی (به معنی چهارتایی یا چهارگانی) یکی از قالبهای شعر فارسی است که در فارسی به آن ترانه نیز می‌گویند. این قالب، یک قالب شعر ایرانی است، که در زبانهای دیگری (از جمله عربی و ترکی و اردو) نیز مورد استفاده قرار گرفته است. وزن آن هم وزن ِعبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله است. اما عروض دانان ایرانی و خارجی، برای رباعی دو یا یک وزن اصلی قائل‌اند. عروض‌دانان قدیم، وزن رباعی را در دو شجره اخرب و اخرم قرار داده‌اند که از آن ۲۴ وزن منشعب می‌شود. دکتر شمیسا، برای رباعی یک وزن برشمرده و معتقد است از آن یازده وزن فرعی به دست می‌آید.[۱]

در مورد منشأ رباعی، در کتابهای تاریخی دو روایت متفاوت درج شده است. روایت اول، رودکی را واضع این نوع شعر (به صورت امروزی) می‌داند و گوید که وزن آن را از ترانه‌ای که کودکان به هنگام بازی می‌خواندند اقتباس کرده است.[۲] طبق روایت دوم، یعقوب لیث قهرمان اصلی ماجراست و شعرای دربار او این وزن را اختراع کرده‌اند.[۳] رباعی متشکل از دو بیت (چهار مصراع) است. رعایت قافیه در مصراعهای نخست، دوم و چهارم الزامی و در مصراع سوم اختیاری است. شعرای اولیه، به گفتن رباعیات چهار قافیه‌ای گرایش داشتند، اما به تدریج و از اوایل قرن ششم هجری، شکل سه مصراعی قافیه در رباعی رایج شد.

معروف‌ترین رباعی‌سرا در تاریخ ادب فارسی حکیم عمر خیام نیشابوری است که مجموعه اشعار وی به رباعیات خیام مشهور می‌باشند. رباعیات عطار، مولوی، اوحدالدین کرمانی و باباافضل کاشی نیز شهرت دارند. در دوران معاصر، نیما یوشیج به سرودن رباعی اشتیاق تمام از خود نشان داد و بیش از ۱۸۰۰ رباعی از او بجای مانده است. بعد از نیما، سایر شاعران نوپرداز همچون سیاوش کسرایی و منصور اوجی به این قالب توجه ویژه داشتند. در دوران انقلاب، رباعی احیاء مجدد یافت و امثال سید حسن حسینی و قیصر امین‌پور در احیاء آن نقش داشتند.


نمونه‌هایی از رباعی

گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
احوال فلک جمله پسندیده بُدی
ور عدل بُدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی؟


گویند بهشت و حور عین خواهد بود
آنجا می‌ِ ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود


گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
زنهار که سرمایهٔ ملکت به جهان
عمر است، چنان کِش گذرانی گذرد


اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا
چون من همه او شدم بینداخت مرا


بی مهر تو باده بهر من نیش بود
بی لطف تو پادشاه درویش بود
دل با غم تو ساخته تا دل شده است
ور نه چو گلی به بستر خویش بود


آن یار که در سینه جنون دارم ازو
در هر مژه صد قطره‌ی ‌خون دارم ازو
کُنجی و دمی و محرمی می‌طلبم
تا شرح دهم که حال چون دارم ازو


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده درافتد نه تو مانی و نه من

رباعی

رباعی نوعی شعر است در چهار مصرع که جز مصراع سوم دیگر مصراع‌ها هم قافیه‌اند. کتاب بدایع الافکار آن را اینگونه شرح می‌دهد: «از مخترعات بحر هزج است و رباعی از آن جهت گفتند که بحر هزج در اشعار عرب مربع الاجزاء آمده. پس هر یک بیت از این وزن به مثابه دو بیت مربع باشد و مجموع چهار بیت بود از هزج مربع الاجزاء... اگر مصراع سوم نیز مقفی باشد، آن را رباعی مصرع گویند و اگر مصرع سوم بی قافیه باشد، آن را خصی خوانند.»[۴]

وزن رباعی

علمای علم عروض قدیم برای قالب رباعی و وزن خاص آن(مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع) 24 نوع وزن تشخیص داده اند. در عروض خانلری کلیه وزن های رباعی، در بحری که "بحر ترانه" نام گرفته طبقه بندی شده اند. بحر ترانه از پنج پایه که مجموعاً معادل ده هجای بلند است تشکیل می شود. بدین ترتیب :

--/--/U-U/--/--

هرچند این پایه ها تغییراتی می پذیرند، اما کمیت آنها همیشه مساوی دو هجای بلند است. از این پنج پایه، دو پایه اولی و چهارمی، همواره شامل دو هجای بلند هستند و ثابت می باشند. اما پایه های دوم و پنجم، ممکن است دو از "هجای کوتاه + یک هجای بلند UU- " یا از "دو هجای بلند --" تشکیل شوند و در پایه سومی نیز سه صورت ممکن است پیش بیاید:

1- دو هجای بلند (--)

2- یک هجای کوتاه + یک هجای بلند + یک هجای کوتاه (U-U)

3- یک هجای بلند + دو هجای کوتاه (-UU)

با در نظر گرفتن این تغییرات، می توان 12 صورت استعمال وزن رباعی را تشخیص داد. اما دوازده شکل دیگر نیز با افزودن یک حرف صامت به آخر هریک از این انواع به دست می آید. افراد دیگری همچون مسعود فرزاد طرح های دیگری برای وزن رباعی پیشنهاد داده اند.[۵]

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 18:38  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

سوالات املای فارسی پایه اول راهنمایی مدرسه لاله های انقلاب مرند

نام:--------

بسمه تعالی

تاریخ آزمون: -------

نام خانوادگی-------

نام کلاس : --------

سوالات املای فارسی پایه اول راهنمایی در خرداد 91

آموزشگاه

نام دبیر:---------

مدت : 60 دقیقه

R

متن سوالات

بارم

1

در کلمات زیر مشخص کنید که علامت تشدید « ّ» روی کدام حرف قرار دارد.

                                   تامل                                               واقعیت

(1)

2

در متن زیر واژه های نادرست را پیدا کرده و شکل صحیح آنها را بنویسید.

با سرف وقت می توان طلا را به دست آورد ولی دقایق طلف شده را نمی توان با طلا خرید.

(1)

3

واژه ی مناسب را با توجه به معنای جمله در جای خالی انتخاب کنید.

الف- اسکندر در  ----- سفر به شهری رسید. (اسنای ، اثنای)

ب- ای کاش شما عزیزان مرا نصیحت می کردید که ------ آنم. (مهتاج، محتاج)

ج- ای کمیل، آدمی در زندگی  به د انش، ------ پروردگار می آموزد. (طاعت، تاعت)

(5/1)

4

در کلمات زیر یک حرف جا افتاده است. با توجه معنای کلمه حرف جا افتاده را در واژه قرار دهید.

ت...سین = آفرین گفتن       فار...  = آسودگی        س.. طه = چیرگی          ...راوت = شادابی

(2)

5

در گزینه های زیر غلط املایی وجود دارد. زیر آنها خط بکشید.

الف- در تنهایی سیمایی مهزون و متفکّر داشت.

ب- کسی در زندگی موفّق است که اکنون و فرست حال را دریابد.

ج- باز هم شوق خواندن و عتش مطالعه در وجودش زنده شد.

د- دکتر حسابی به زبان و فرحنگ و ادب فارسی عشق می ورزید.

(2)

6

املای کدام گزینه با توجه به معنا درست نیست؟

                   رهگذران = عابران                                    متوازع = فروتن 

(5/0)

7

با حروف به هم  ریخته، کلمه ای مناسب بسازید:

      ا   - غ  -  ر -  ت    = -----------

(1)

8

در ست یا نادر ست بودن جمله های زیر را با علامت (ص و غ ) مشخص کنید:

الف- در کلمه ی (اتو) (اطو) شکل املایی کلمه اول صحیح است.

ب- در شکل نوشتاری کلماتی همچون (خواهر، خواستن) حروفی وجود دارد که خوانده نمی شود. به خاطر سپردن شکل املایی آنها از نکات مهم املایی است.

(1)






 

نام:--------

بسمه تعالی

تاریخ آزمون: -------

نام خانوادگی-------

نام کلاس : --------

سوالات املای فارسی پایه دوم راهنمایی در خرداد 91

آموزشگاه جوادیه مرند

نام دبیر:---------

مدت : 20 دقیقه

R

متن سوالات

بارم

1

در کلمات زیر مشخص کنید که علامت تشدید « ّ» روی کدام حرف یا حروف قرار دارد.

                                   تعلل                                               مشقت

(1)

2

در کلمات زیر یک حرف جا افتاده است. با توجه به معنای کلمات حرف جا افتاده را در هر

واژه بنویسید.

م...قّر = با وقار متین           ...خته = سنجیده            فر... = زیاده روی کردن       خد...ه= خرابی

(2)

3

با حروف به هم ر یخته زیر کلمه ی تازه ای بنویسید.

  ح  -  ص  -  ر  -  ن  -   م   = ----------

(1)

4

واژه ی مناسب را با توجه به معنای جمله در جای خالی قرار دهید.

الف- علم از  --- دین پروردن است. (بهر - بحر)

ب-  کاسه ی صبر کمال ----- شد. (لبریز- لبریذ)

ج سرانجام پاییز هم مانند دیگر فصل ها با طبیعت -------  می کند. (ودا - وداع)

(5/1)

5

املای کدام گزینه با توجه به معنی درست نیست؟

الف- التحاب = برافروختگی   ب- راهبر = رهنما        ج-  فروتن = افتاده

(5/0)

6

در متن زیر واژه های نادرست را پیدا کرده و شکل صحیح آنها را بنویسید:

با شنیدن این کلمات، رایهه ی دل انگیزی به مشام می رسد که برای مردم نشات آورو امید بخش است.

(2)

7

زنگ املا فرصتی است برای  سنجش ------ ، -------- به شکل نوشتاری است.

(5/0)

8

درست بودن یا نادرست بودن جمله های زیر را با علامت () مشخص کنید:ص، غ

الف- کلمه ی مامور به معنای کسی که امر یا فرمانی را اجرا کند.

ب- عذر به معنای سرنوشت می باشد. 

(5/0)

9

در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد؟

الف- ایران سرزمین بزرگ و عزیز و شکوهمند است.

ب- انگار نقاش چیره دست طبیعت به ترکیب رنگ ها نور پاشیده است.

ج- محمد تقی سرانجام توانست با تلاش و پشتکار فراوان به مقام سدراعظمی برسد. 

(5/0)

10

با حرف زیر دو کلمه ی جدید بنویسید:

(ط)

(5/0)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 18:24  توسط ش- عباسی اردکلو  | 

 
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز